بررسی «زمان روایی» و رابطه آن با عنصر «تعلیق» در رمان فریدون سه پسر داشت نوشته عباس معروفی بر اساس نظریه ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.
doi
10.22126/rp.2021.5726.1256چکیده
پژوهش حاضر با روش تحقیق کتابخانهای و بهصورت تحلیلی، با تکیه بر نظریه ژرار ژنت به بررسی زمان روایی و ارتباط آن با عنصر تعلیق پرداخته است. بخش عمدهای از رمان فریدون سه پسر داشت از زبان شخصیتی روان پریش روایت می شود که سیر حوادث بهصورت بسیار نامنظم، تودرتو و مبهم روایت شده است. این رمان به نوعی از پایان آغاز می شود و خواننده در همان ابتدا سرنوشت بسیاری از شخصیتها و حوادث را پیش چشم دارد. چنین مؤلّفههایی سبب ایجاد و گسترش تعلیق در شخصیتها، زمان، مکان و حوادث می شود. بهگونه ای که تفسیر کلی داستان نیازمند بررسی زمانمندی آن است. نتایج نشان می دهد که در بخش نظم، «پس نگری» بیشترین بسامد را دارد؛ زیرا در صفحات ابتدایی رمان، بسیاری از وقایع آینده به اختصار گفته شده است و صفحات عمدهای از کتاب، خلأهای سیر حوادث تا زمان کنونی را پر می کند. این پس نگریها، کاربرد تعلیق داستان را بهصورت تدریجی رفع می کنند. پیشنگری در صفحات ابتدای کتاب نیز نویسنده را ترغیب می کند تا دلیل حوادث اتفاق افتاده را با انگیزه بیشتری پیگیری نماید. شتاب روایت این رمان به دلیل استفاده از توصیفات مکرر که شامل شخصیتها، فضاسازیها و توهمات راوی است بسیار کاهش یافته است. درنگهای توصیفی در راستای گسترش تعلیق و در مواردی ایجاد لذت هنری و شاعرانگی است. عباس معروفی با حذف و تلخیص برخی از حوادث از حاشیه پردازی دوری کرده، به روایت شتاب بخشیده است. در مورد بسامد نیز می توان گفت که تکرار برخی حوادث و اتفاقات به دلیل اهمیت موضوع و جلبتوجه خواننده بوده است. مهمترین این تکرارها احساس غم غربت و تنهایی و روانپریش بودن شخصیت محوری داستان است.