بررسی مؤلّفه های کارناوالیسم باختین در دو پادشاه از داستان های شاملو و شجاعی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیارگروه زبان وادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیارگروه زبان وادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22126/rp.2021.5884.1273چکیده
میخائیل باختین (1975-1895) از فیلسوفان و نظریه پردازان ادبیات روسیه قرن بیستم، با الهام از جشنهای کارناوالی، نظریۀ کارناوالیسم خود را مطرح می کند. در این جشنها، مردم به دور از فضای سلطۀ بایدها و نبایدها، زنجیر ترس را پاره می کنند و در ورای خندهای منتقدانه، مسائلی که صدای مسلّط بر جامعه آنها را ساکت کرده است، نشان می دهند. باختین در نظریۀ کارناوالیسم خود، برای بررسی آثار طنز، با استفاده از اصول هجو منپیه ای که براساس ژانرهای گفتوگویی شکل گرفته است و از مهمترین ابزارهای ادراک از جهان کارناوالی است، کنشهای کارناوالی را بررسی میکند و مؤلّفه هایی چون مکالمه گرایی در فضای کرونوتوپ (زمان- مکان)، آرشیتکتونیک (سازماندهی روابط سوژه ها) و هتروگلاسیا (معنادهی در موقعیت) را برای نقد آثار طنز مطرح میکند.در این مقاله، با بررسی دو پادشاه فرضی؛ یعنی دموقراضه ازکتاب دموکراسی یا دموقراضه از سید مهدی شجاعی و پادشاه قاجار از احمد شاملو در کتاب روزنامۀ سفر میمنت اثر به ایالات متفرقۀ امریغ، زنجیره های کارناوالی و کنشهایی مثل تاجگذاری و تاجبرداری، خنده و منطق مکالمه گرایی کارناوالی، بررسی شده اند تا آمیختگی تناقض های زندگی انسانی در گروتسک قدرت و در فضای سیاسی - اجتماعی در این دو اثر نشان داده شود. موازین کارناوالی در این اثر به شیوۀ استقرایی و با رویکردی انتقادی بیان شده است.