فضاسازی در رمان شب ممکن

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دورود، دانشگاه آزاد اسلامی، دورود، ایران.

2 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دورود، دانشگاه آزاد اسلامی، دورود، ایران.

3 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دورود، دانشگاه آزاد اسلامی، دورود، ایران

4 استادیارگروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دورود، دانشگاه آزاد اسلامی، دورود، ایران

doi
10.22126/rp.2021.6397.1331
چکیده

رمان شبِ ممکن نوشتۀ محمدحسن شهسواری، یک فراداستان است که از شیوه ­های نگارش داستان‌های پست­ مدرنیسم بهره برده است. شهسواری در طرح این روایت و فرآیند معناسازی داستان، از عنصر فضا به نحو مؤثّری بهره برده است. فضای حاکم بر داستان بر کلّ روایت سایه افکنده و ارتباط مستقیمی با عملکرد شخصیّت­ها دارد. دگرگونی، بارزترین ویژگی فضا در این رمان است، به­ گونه­ ای که  داستان یک فضای کلّی نمادین و چندین فضای فردی دارد؛ ابتدای داستان، با بیتی از حافظ به‌منظور براعت استهلال کلّ کتاب آمده است. فضاسازی کلّی داستان در جهت این مضمون پیش رفته است که قطعیّت و واقعیّتی در زندگی وجود ندارد و هر چیزی می ­تواند امکان وقوع پیدا کند. در هر فصل نیز با دگرگونی فضا، با تکیه بر توصیف و لحن شخصیّت­ها، سه فضای رمانتیک، منطقی و فضای عشق و نفرت ایجاد شده است. هرکدام از این فضاها در تعامل با فضای دیگر قرار دارد که در فضای کلّی با هم قرار گرفته ­اند. در مقالۀ حاضر با طرح این سؤال که عنصر فضا در رمان چگونه است؟ و چه تأثیری بر سیر روایی آن ایجاد کرده است؟ فضاسازی رمان بررسی شده است.