مطالعه تطبیقی روایتپردازی دینی در نقاشیهای قهوهخانهای و گوتیک
نویسندگان
1 دانشگاه الزهرا، دانشکده هنر
2 عضو هیئت علمی, گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22070/negareh.2018.2839.1774چکیده
یکی از موضوعات نقاشی قهوهخانهای موضوعات دینی و عاشورایی است. نقاشی قهوهخانهای عاشورایی مانند بخش بزرگی از تاریخ نقاشی ایران و نقاشیهای دینی دیگر از جمله نقاشیهای مسیحی، روایی و به متنهای زبانی مکتوب و شفاهی وابسته است. نقاشیهای گوتیک و موضوعات مربوط به زندگی حضرت مسیح (ع)، بخشی از نقاشیهای مسیحی به شمار میآید که در این مقاله به آن پرداخته خواهد شد. این دو گونه از نقاشی با وجود شکلگیری در زمانها و مکانهای گوناگون، ویژگیهای مشابهی در روایتپردازی یافتهاند. از آنجایی که بخشی از مطالعات تطبیقی با تأکید بر شباهتها به مطالعه ارتباط میان متنها میپردازد، هدف از این جستار نشان دادن این شباهتها و در مرحله بعد پاسخ به این پرسش است که علت شباهتهای موجود در چه عواملی است؟ نتایج حاکی از آن است که شیوههای ترکیببندی مستمر (مستمر هم زمان و غیر هم زمان) از مهم ترین شباهتها میان دو حوزه نقاشی و همینطور تکرار الگویهای بصری یکنواخت از دیگر وجوه اشتراک در شیوههای بیان تصویری آنها میباشند. از سویی دیگر به غیر از وابسته بودن به روایات زبانی، مشابهت نگرش خالقان این نقاشیها و کارکرد تعلیمی و عبادی آنها در ارتباط با مخاطبینشان که عامه مردم هستند نیز از جمله عواملی هستند که در ایجاد مشابهتهای نام برده نقش بسزایی داشتهاند. تحقیق پیش رو به لحاظ روش، توصیفی، تحلیلی و تطبیقی است. در هر کدام از حوزهها دو نمونه به صورت هدفمند، بر اساس سؤالات و فرضیههای مقاله و از طریق منابع کتابخانهای و اینترنتی انتخاب شده است.