تبیین پدیدهی پراکندهرویی در منطقههای کلانشهری؛ مورد پژوهی: منطقهی کلانشهری شیراز
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج
2 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه کردستان، سنندج
doi
10.22111/gdij.2017.3190چکیده
پدیدهی پراکندهرویی، توسعهی کالبدی کمتراکم، بدون برنامه و جستهگریختهای که با گسترش نامحدود به نواحی پیرامونی غالباً دارای ارزش طبیعی شهر مشخص میشود، در سالهای اخیر به یکی از چالشهای اصلی برنامهریزی توسعهی فضایی شهرهای سرتاسر جهان مبدل شده است. در این رابطه پژوهش پیشِِرو بر آن است تا با هدف برنامهریزی رویارویی با پدیدهی پراکندهرویی در موردپژوهی منطقهی کلانشهری شیراز، از طریق شناسایی پیشرانهای اثرگذار، چارچوب جامع و یکپارچهای پیشنهاد دهد. روش اصلی منتخب مقاله، که پژوهشی تبینی به شمار میرود، با نیت شناسایی روابط سببی اثرگذار بر وقوع پدیدهی پراکندهرویی، روش آماری مبتنی بر تحلیل مسیر در کنار روشهای تحلیل فضایی همچون تحلیل هولدرن و ANN است. دادههای مورداستفاده از نوع دادههای ثانویه و در قالب سری زمانی بوده که بخشی از سرشماریهای نفوس و مسکن مرکز آمار ایران و بخشی نیز از طرحهای جامع، مجموعه شهری و ناحیه شیراز بهرهگیری شده است. نتایج تحلیلهای صورتپذیرفته، نشانگر آن است که شدت پراکندهروییِ به وقوع پیوسته رابطهی مستقیمی با فاصله از مرکز کلانشهر شیراز دارد. بررسی شاخصها و پیشرانهای اثرگذار بر وقوع پدیدهی پراکندهرویی در منطقهیکلانشهری شیراز گویای آن است که برخلاف بسیاری از تجارب مرور شده، عامل "سرانهی مصرف زمین" عامل اصلی نبوده و "رشد جمعیّت" ناشی از فرصتهای شغلی، بالاتر بودن درآمد نسبی خانوار، سیاستهای توسعهی مسکن ارزانقیمت پیرامون کلانشهر شیراز در قالب شهرکهای متعدد مسکونی از عوامل اصلی قلمداد میشوند. همچنین جذب جمعیّت خلاق، ناشی از توسعهی اقتصادِ دانشی و نیز پیشرفت زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات، اثرگذاری معکوسی بر وقوع پراکندهرویی داشته است؛ توسعهی شهری مبتنی بر اتومبیل نیز در نهایت از طریق تحریک پراکنش شهری در نواحی ارزشمند طبیعی و روستایی باعث تشدید این پدیده شده است. براساس پیشنهادهای نهایی مقاله در خصوص رویارویی با پدیده پراکندهرویی، توسل یکسویه بر راهکارهای مرسومی همچون افزایش تراکم ساختمانی و توسعهی میانافزا و در نتیجه کاهش سرانهی مصرف زمین به تنهایی مؤثر نخواهد بود؛ بلکه در نظر گرفتن نقش عوامل شناساییشده در اولویّتهای برنامهای و تخصیص منابع، همزمان با توجه به روابط سببی برقرار میان آنها، ضروری است.