مطالعه تطبیقی رویکرد کالبدی- فضایی و سیاست‌های مرتبط با آن در برنامه‌های توسعه روستایی طیّ دو دهه‌ی اخیر (مورد: شهرستان قائم‌شهر، مازندران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، گروه جغرافیا،واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

2 استادیار گروه جغرافیا، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

3 استاد گروه جغرافیا، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران

doi
10.22111/gdij.2017.3191
چکیده

پرداختن به مقوله‌ی توسعه‌ی روستایی به مثابه فرآیندی است که باید وضعیت جوامع روستایی را در همه ابعاد محیطی- اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی، نهادی- مدیریتی و کالبدی- فضایی ارتقاء داده و در تعامل با مناطق شهری و بخش‌های دیگر، امکان دستیابی به تعادل‌های ناحیه‌ای، منطقه ای و ملی را فراهم سازد. چراکه جمعیّت روستاهای ایران حدود 30 درصد از کل جمعیّت کشور را شامل می شود، لذا هرگونه تحرک اقتصادی و اجتماعی آنان در سطوح ملی، منطقه‌ای و ناحیه‌ای بر بسیاری از موضوعات تأثیرگذار خواهد بود. بنابراین با توجه به اهمیّت توسعه‌ی روستایی در مقیاس کلان، تحقیق حاضر در مقیاس خرد به منظور تعیین نقش و تأثیر سیاست‌های دولت طیّ دو دهه­ی اخیر در توسعه‌ی روستایی در روستاهای واقع در شهرستان قائم‌شهر با رویکرد کالبدی- فضایی انجام شده است. بطورکلی، مطالعه‌ی مقایسه­ای نقش آثار و عملکردهای رویکرد کالبدی- فضایی در برنامه­های توسعه در روستا می­باشد. تحقیق حاضر، از لحاظ هدف؛ کاربردی، از نظر ماهیّت و روش‌شناسی؛ توصیفی و تحلیلی است. مسأله‌ی اصلی این است که مشخص شود دولت در زمینه­ی رویکرد کالبدی- فضایی چه سیاست‌هایی در مقیاس ملّی، منطقه‌ای و ناحیه­ای و در جهت توسعه‌ی روستایی طیّ دو دهه­ی اخیر (برنامه­های دوم تا پنجم توسعه) داشته است و تعیین شود که این رویکردکالبدی- فضایی و سیاست‌های مرتبط با آن چه آثار و پیامدهایی بر روی روستاها داشته و در نهایت به ارائه‌ی راهکارها در جهت بهبود وضعیت روستا و توسعه‌ی روستایی پرداخته است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که در برنامه‌ی پنجم در مقایسه با سایر برنامه­ها در زمینه­ی کالبدی- فضایی؛ سیاست‌هایی نظیر؛ مقاوم‌سازی، بهسازی و طرح هادی روستایی موفق عمل کرده است.