جنسیت، زن و جایگاه نهاد خانواده در داستانهای شاخص شیرزاد حسن
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
doi
10.22126/rp.2021.6424.1339چکیده
در آثار داستانی شیرزاد حسن، از نویسندگانِ نامی معاصرِ کُردستان عراق، مضامین اجتماعی بهخصوص جایگاه نهاد خانواده و روابط میان اعضای آن، نمودِ بسیار دارد. این پژوهش درصدد بررسی جایگاه زن در سه رمان شاخص شیرزاد حسن است و نویسنده با روش توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانهای، به بررسی مناسبات و روابط عاطفی خانواده بهویژه، سیمای زن و برداشتها و باورهای رایج در جامعه، نسبت به آن پرداخته است. در رمان ناتورالیستی حصار و سگهای پدرم به شرح درد و رنج و ترسیم دنیای سیاه خانوادهای پرداخته که تحت سلطۀ نظام پدرسالاری در درون حصار، زندگی می کنند و هرکدام به نوعی با مسائل روحی و روانی دست به گریبان هستند. در رمان رئالیستی زنی بر فراز مناره به مسألۀ هتک حرمت دختران از منظر روانشناسی و جامعهشناسی توجّه کرده و نویسنده کوشیده است با نگرش روانشناختی به این مسأله و تأثیرات و بازخوردهای آن در روان دختران جوان بپردازد. رمان رمانتیک ناتور درّه، عشق افلاطونی دختر و پسری دبستانی را روایت کرده و به بررسی تأثیر نظام پدرسالاری و استبدادی بر شکلگیری شخصیّت و پیدایش بیماریهای روحی و روانی پرداخته است. نتایج بهدست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که شیرزاد حسن، فقر فرهنگی را بسیار خطرناکتر از مسائل اقتصادی میداند و بر آن است تا با پررنگکردن باورهای نادرست جامعه، نسبت به روابط عاطفی میان اعضای خانواده، در جهت تغییر دیدگاه مردمان خود نسبت به این موضوعِ کلیدی، گامی چند بردارد.