دفاعیهای از نقاشی: تحلیل دیباچه قطبالدین محمد بر مرقع شاه تهماسب با رویکرد جامعهشناسی تاریخی تحلیلی
نویسندگان
1 دانشآموختهٔدکتری تخصصی تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، شهر تهران: استان تهران.
2 عضو هیات علمی گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر ، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
3 دانشگاه شاهد، تهران، ایران
doi
10.22070/negareh.2018.773چکیده
تاکنون به جنبههای ادبی و اطلاعات تاریخی که دیباچههای مرقعات در خوددارند توجه فراوانی شده، لیکن زمینههای جامعهشناختی آنها و توجه به ارجاعات متن به بیرون وبستر تاریخی که در آن قرارگرفتهاند همچنان مغفول مانده است. دیباچه قطبالدین محمد بر مرقع شاهتهماسب در سال 964ق از معدود دیباچههایی است که در این برهه زمانی علاوه بر خوشنویسی به مسئله نقاشی و نقاشان میپردازد. این پژوهش به دنبال این مسئله است که علل برآمدن دیباچه قطبالدین محمد در خصوص نقاشی در قرن دهم کدامند؟ برای پاسخ، از جامعهشناسی تاریخی تحلیلی که بیشتر به دنبال «چرا»یی امور و پاسخهای مبتنی بر روابط علّی معتبر است، بهره گرفته شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که دیباچه به عنوان دفاعیهای از نقاشی و نقاشان ظهور یافته و زنجیرههای علّی متنوعی متشکل از فضای سیاسی ـ مذهبی آن دورة تاریخی، سنت نوشتاری و پیشزمینه فکری، تحصیلاتی و شغلی مؤلف منجر به تألیف دیباچه گردیده است.