بررسی پیکرهای انسانی در آثار جنید السلطانی براساس نسخه مصور سه مثنوی خواجوی کرمانی (محفوظ در موزه بریتانیا بهشماره 18113)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، شهر شیراز، استان فارس.
doi
10.22070/negareh.2018.775چکیده
در نقاشی ایرانی، پیکر انسانی دارای جایگاه ویژهای است و نوع بازنمایی آن متأثر از نگرش خیال محور در سنت ادب فارسی است. جنید در ترسیم پیکرهای انسانی برای نخستینبار به مضامین غنائی توجه کرده است و در آثارش به یک سبک کاملاً ایرانی دست یافته است که پیشقدم شیوه پیکرنگاری در ادوار بعدی نقاشی ایرانی محسوب میشود. موضوع این تحقیق بررسی شیوههای ترسیم و تناسبات پیکربندی انسان در آثار جنید السلطانی است و هدف آن شناخت الگوهای احتمالی پیکرنگاری در نقاشی مکتب جلایری با استناد به آثار جنید است. سؤالات این مقاله عبارتاند از: 1. تنوع موضوعیپیکرها در آثار جنید چگونه است؛ 2. الگو و تناسبات انسانی در پیکرنگاری جنید چگونه قابل تبیین است؟ این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی صورت گرفته و برای سنجش تناسبات پیکرها از طول (ارتفاع) سر هر پیکر به عنوان واحد اندازهگیری استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانهای است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که جنید به سه نوع پیکرنگاری تغزلی توجه داشته است: «پیکر شاهان و شاهزادگان»، «پیکر نگهبانان و شکارچیان» و «پیکر غلامان». جنید مطابق دیگر اسلاف خود در ترسیم پیکر شاهان و شاهزادگان از یک الگوی معین که ریشه در سنت ادبیات و نقاشی ایرانی دارد بهره برده است. پیکرهایی بلند با قامتی برابر 7 سر از ویژگیهای شکلی این الگوی پیکرنگاری است. الگوی ذکر شده با کمی تغییرات - قامتی برابر 6 واحد سر - به همراه چهرهپردازی مغولی در پیکر نگهبانان و شکارچیان دیده میشود. در پیکر غلامان عدم تعادل و تناسبات بدن، آنها را از دیگر پیکرها متمایز میکند و بیشتر نشاندهنده تیپی خاص در نگارههای جنید است که به ندرت در آثار دیگر هنرمندان تکرار میشود. وجه شاخص آنها پیکرههای لاغر است که با قامتی برابر 8 سر از دو گروه قبلی بلندتر هستند.