بررسی انسجام برهان فصل و وصل با نظام حکمت مشاء
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حکمت متعالیه دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار دانشگاه تهران
doi
چکیده
در میان نظریات متنوع حرکت از انکار تا اثبات مطلق، گام ماندگار و معتدل، نظریه «قوه» ارسطو بود. وی ماده نخستین را نیز جوهری میدانست که تنها حامل قوه و در کنار جوهر صوری، جسم را تشکیل میدهد. فلسفه اسلامی براهینی بر این مطلب اقامه کرد. گاه این برهانها آنچنان نقد شدهاند که به انکار اندیشه «قوه» انجامیده است. این نوشتار بر آن است تا ضمن جداسازی و دفاع از انسجام اندیشه قوه ارسطویی با حکمت مشاء با بررسی نقدهای وارد بر برهان «فصل و وصل»، ظرفیت بالای آن را برای پذیرش ویرایشی صدرایی در میان براهین اثبات هیولا نشان دهد. اهمیت موضوع در تثبیت جایگاه حکمت مشاء در یکی از مهمترین آموزههای فلسفی، یعنی «قوه و فعل» است که از سویی زمینهساز تبیین قلمرو حرکت جوهری و از سویی در تبیین فلسفی برخی از مهمترین آموزههای دینی که به سعادت ابدی انسان مربوط است، مانند «تکامل برزخی» مؤثر است.