واکاوی مقاومت زنانه در رمان «تاءالخجل» اثر فضیلة الفاروق (بر اساس مفهوم قدرت میشل فوکو)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
2 دانش آموخته دکترای زبان و ادبیات عربی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22126/rp.2021.7008.1436چکیده
«مقاومت» مقوله محوری و در عین حال پر ابهام و مورد تردید در اندیشه فوکو است. علت آن، تحلیلها و برداشتهای جدید و گسترده فوکو از قدرت است. وی معتقد است قدرت، چیزی نیست که در دست یک فرد، یک طبقه یا نهاد خاصی متمرکز باشد و بر دیگران اعمال شود؛ بلکه در کل جامعه پخش شده است. روابط قدرت بدون «مقاومت» امکانپذیر نیست؛ زیرا هرجا قدرت هست، مقاومت هم هست، ازاینرو مقاومت با استراتژی های حساب شده به جرح و تعدیل قدرت می پردازد. رمان تاء الخجل اثر فضیلة الفاروق نویسنده معاصر الجزایری نمونه بارزی از ستم آشکار برضدّ زنان در جامعه مردسالار و سنّتی الجزایر است، ستمی که از خانواده شروع شده و درنهایت به جامعه، نهادها، قانون و برخی از ادیان ختم میشود؛ اما زنان این رمان برای درهمشکستن این سلطه همه جانبه مقاومتهایی در دو بُعد مثبت و منفی از خود نشان داده اند. هدف از پژوهش حاضر آن است تا بهشیوه توصیفی – تحلیلی، مقاومت و مبارزه زنان در برابر سیطره نظام مردسالار را با تکیه بر مفاهیم قدرت و مقاومت میشل فوکو، در رمان تاء الخجل بررسی و تحلیل کند. نتایج نشان می دهد قهرمانان زن این رمان در قالب دو نوع مقاومت مثبت و منفی ظاهر شده اند. مقاومت مثبت از راه چالش با سلطه مردسالاری (مقاومت در برابر سنتها و تقالید)، ادامه تحصیل (اثبات ذات زنانه)، نویسندگی (زبان گویای زنان و آگاهی به طبقه خود) و مهاجرت و مقاومت منفی از طریق انکار زنانگی (مبارزه با گفتمان مردسالار)، خودکشی و جنون با قدرت مردانه مقاومت کرده اند.