بررسی مؤلفه‌های کارناوال در داستان‌های عزاداران بیل غلامحسین ساعدی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

doi
10.22126/rp.2021.6634.1373
چکیده

کارناوال یکی از‌ ‌نظریه‌های برجسته میخاییل باختین، منتقد بزرگ قرن بیستم در ادبیات است. ویژگی های ‌که موجب می‌شود بتوان یک اثر ادبی را کارناوال خواند، زبان کوچه و بازار، طنز، خنده، فرجام‌ناپذیری،گروتسک و... هستند که می‌توان در توصیف یک اثر کارناوالی از آنها یاد کرد.کارناوال‌ها جشن‌های‌‌عمومی‌ و‌ عامیانه هستند که در آن‌ها طبقات مختلف جامعه باژگون می‌شوند و خردمندها، احمق‌ها، دلقک‌ها و پادشاهان تمسخر‌‌‌ می‌شوند. یکی از آثاری که قابلیت خوانش کارناوالی  را دارد، عزاداران بیل اثر غلامحسین ساعدی است. در این مقاله براساس روش توصیفی- تحلیلی و شیوه کتابخانه‌ای به این مهم پرداخته شده است. تبیین تضاد چند جانبه و اساسی بین شخصیت‌ها و موقعیت‌های فرهنگی و اعتقادی در اجتماع، تجمیع امور متضاد با خلق موقعیت‌های مناسب و فضاهای هنرمندانه و همچنین بازتاب جلوه‌‌‌های از مرگ و ترس در پایان داستان‌ها، خلق شخصیت‌های مسخ شده و دیوانه که توازن منطق و رسمیت را درهم می‌شکنند، به‌کارگیری زبان عامیانه در موقعیت‌های مختلف، وجود ترس و  هراس حاکم بر اتمسفر داستان‌ها، خلق موقعیت‌های طنزگونه و خنده‌دار با شیوه‌ای خاص و منتسب به خود و ... در این رمان بیانگر نشانه‌ها و مؤلفه‌های کارناوال‌گرایی در این اثر است.