بررسی مؤلفه‌های اگزیستانسیالیستی در من گنجشک نیستم و رساله درباره‌ نادر فارابی از مصطفی مستور

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانش‌آموخته‌ کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22126/rp.2021.5828.1269
چکیده

اگزیستانسیالیسم  مکتبی فلسفی است که بیشتر در آثار ادبی، ازجمله رمان و نمایشنامه نمود پیدا کرده است. این مکتب نخستین‌بار در قرن نوزدهم در آلمان توسّط کی‌یرکگور  پایه‌گذاری شد و سپس به فرانسه راه یافت و ژان‌پل سارتر  آن را اشاعه داد. اصل این مکتب مبنی بر آزادی مطلق انسان و حذف واجب‌الوجود است؛ بدین‌گونه که انسان را مسئول سرنوشت خویش می‌داند. این مکتب هم‌چون بسیاری از جریان‌های فکری دیگر به ایران و آثار نویسندگان ایرانی نیز راه یافت. یکی از نویسندگان معاصری که می‌توان رگه‌های این مکتب را در آثار وی بررسی کرد، مصطفی مستور است. این پژوهش نخست به مباحث نظری دربارۀ مکتب اگزیستانسیالیسم و تأثیر آن در ادبیّات فارسی و هم‌چنین به مؤلّفه‌های آن، سپس به بررسی و تحلیل آن مؤلّفه‌ها در دو اثر از آثار مصطفی مستور می‌پردازد. هم‌چنین روشن می‌سازد که این مکتب فلسفی به دلیل تأکید بر «انسان» از پرکاربردترین مکتب‌های فلسفی در ادبیّات است. شخصیّت‌های داستانی مصطفی مستور افرادی سرخورده و منزوی و رهاشده هستند، افرادی که در تمامی آثار مربوط به این مکتب فلسفی مشترک‌اند و از همان ویژگی‌هایی برخوردار هستند که در شاهکارهای ادبی مکتب اگزیستانسیالیسم وجود دارند.