بررسی شخصیّت مرگان در رمان جای خالی سلوچ براساس الگوی هروشفسکی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و زبان‌ها، دانشگاه اراک، اراک، ایران.

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.22126/rp.2021.6517.1348
چکیده

یکی از الگوهای کارآمد در زمینۀ تحلیل شخصیّت­های داستانی، الگویی است که بنجامین هروشفسکی ارائه می­ دهد. هروشفسکی، یکی از نظریّه­پردازانی بود که بر شبکۀ روابط انسانی تأکید داشت و معتقد بود الگوهای متن، شبکۀ پیچیدهای از سلسله‌مراتب را ایجاد می­کنند. او از برساختی که شخصیّت نام دارد، ساختاری را ارائه می­دهد که سلسله‌مراتبی شبیه درخت دارد که در آن با پیوند دو یا چند جزء در بطن یک مقولۀ وحدت­ بخش، می­ توان به مشخّصه­ های معنایی شخصیّت­ها دست یافت. این جستار به روش تحلیلی- توصیفی نگاشته شده­ است و بر آن است تا شخصیّت «مِرگان» را در رمانِ جای خالی سلوچ اثر محمود دولت­آبادی براساس الگوی هروشفسکی بررسی­کرده، به این پرسش‌ها پاسخ دهد که شخصیّت مِرگان در رمان جای خالی سلوچ چه ویژگی­ هایی دارد؟ و این ویژگی­ها برمبنای چه اصلی از الگوی شخصیّتی هروشفسکی و در کدام قرینه ­های متنی بازنمایی شده ­اند؟ با توجّه به بررسی­هایی که در تحلیل شخصیّت مرگان براساس الگوی هروشفسکی به عمل آمد، روشن شد مؤلّفه ­هایی همچون تضاد، تکرار، تشابه، قیاس، معادل ­سازی و استلزام منطقی اصولی هستند که در تعمیم ­بخشی رفتارِ شخصیّت مرگان و کشف ویژگی­های شخصیّتی او تأثیرگذارند. در میان این اصول؛ اصل تشابه و اصل استلزام منطقی، بیش از همه، تعیین­ کنندۀ خصلت­های شخصیّتی مرگان و ویژگی سماجت، سرسختی، سرخوردگی و استیصال، بارزترین مشخّصه رفتاری اوست.