معاصرسازی اشعار کهن در رمان آتش بدون دود از نادر ابراهیمی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، ایران.

2 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران.

3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران

doi
10.22126/rp.2021.6107.1299
چکیده

معاصرسازی، از شیوه­های تعامل  ادبیات کهن با ادبیات معاصر است. طی این فرایند، دنیای ادبی کهن، به واقعیتی معاصر تبدیل می‌شود و نویسندگان و شاعران، می­کوشند از طریق ایجاد پیوند بین ادبیات کهن با  آثار خویش، ادبیات کهن را متناسب با روحیات و ذهنیات انسان امروزی، بازآفرینی کنند. هدف این پژوهش نیز بررسی معاصر­سازی اشعار کهن و کارکرد داستانی­ آن­ها، در رمان آتش بدون دود از نادر ابراهیمی، بر مبنای روش اسنادی و با رویکرد توصیفی تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می­دهد در این رمان، از اشعار فردوسی، انوری، سعدی، مولانا، حافظ و صائب، با ایجاد تغییراتی در مفهوم آن­ها، برای طرح مسائل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی­ ای چون ظلم­ ستیزی، ناامیدی از وضع موجود، سختی­های راه مبارزه، تحقیرکردن و  نشان‌دادن نالایقی افراد استفاده شده است. این اشعار، نقش مهمی در ایجاد ارتباط فرهنگی و همزیستی بین باورها و اندیشه­ های جامعۀ گذشته و امروز ایران داشته ­اند. همچنین ابزاری هستند برای انتقال درون‌مایه و نشان‌دادن فضای حاکم بر داستان. نویسنده نیز از طریق آن­ها، هویّت، روحیات و احساسات اشخاص داستانی را نشان داده، با ارجاع به آن­ها، بر جنبۀ واقع ­گرایی و باورپذیری داستان خود افزوده است.