خوانش پسااستعماری مجموعه داستان «دو دنیا» از گلی ترقی، بر پایه اندیشههای هومی بابا
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد گرایش ادبیات تطبیقی در رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22126/rp.2021.5622.1243چکیده
خوانش پسااستعماری یکی از حوزه های مطالعاتی جدید در ادبیات تطبیقی و مطالعات فرهنگی است. در این نوع خوانش، پژوهشگر با رویکردی انتقادی به تحلیل بازنمودهای گفتمان استعماری در متون ادبی می پردازد و جنبه های مختلف تعامل «استعمارگر» و «استعمارزده» را بررسی می کند. پژوهش حاضر با رویکردی استنادی - تاریخی در گردآوری دادهها، مجموعه داستان «دو دنیا» از گلی ترقی را با تکیه بر نظریه پسااستعماری و بهطور خاص بر مبنای آرای هومی بابا واکاوی نمودهاست. هومی بابا از نظریهپردازان برجسته مطالعات پسااستعماری معاصر با تکیه بر خوانش پساساختارگرایانه، دیدگاههایی را درباب هویت و دیگری ارائه کرده است. وی با توجه به تعاملات میان استعمارگر و استعمارزده و از طریقِ کاربست مفاهیمی همچون «ذهنیت دوپاره»، «تقلید» و «آوارگی روانی» مطالعات پسااستعماری را بسط و گسترش داد؛ بابا تلاش میکند تأثیرات استعمار فرهنگی بر جوامع استعمارزده، نحوۀ مقاومت آنها در برابر قدرت استعمارگر و تجربه های ملتهای به حاشیه رفته و بیآشیانه را واکاوی نماید. در پژوهش حاضر نیز، هسته مرکزی مجموعه داستان «دو دنیا» را مقولة مهاجرت و استعمارشدگی در معنای فرهنگی آن و پیامدهای این دو مقوله نظیر تقلید، تجربه آوارگی روانی و احساس بیتعلقی به محیطی بیگانه و در نتیجه، شکلگیری ذهنیت دوپاره شکل میدهد. نمودگار این مهاجرت و استعمارشدگی فرهنگی بهصورت آوارگی روانی در قلمروهای مکانی و زمانی و دوپاره شدن ذهنیت و خودآگاهی شخصیتها در روایت دیده میشود. بنا بر پژوهش پیشرو، روایت با به دست دادن پادگفتمان گذشتهگرا در برابر گفتمان گذشتهزدای استعمارگر، میکوشد با شگردهای مختلف این پادگفتمان را شاخص و برجسته سازد. از سوی دیگر، روایت به بازشناسی آسیبهای نهفته در پادگفتمان گذشتهگرا دست مییازد و مخاطب را به بازنگری در آن فرامیخواند.