بررسی عنصر زبان در «گوسالۀ سرگردان» از مجید قیصری (بر اساس الگوهای نوین ساختارگرایی و روایت‌شناسی)

نویسندگان

1 استادیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.

3 دانشیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران

doi
10.22126/rp.2021.5311.1225
چکیده

گوسالۀ سرگردان، یکی از رمان­های برجسته در حوزۀ جنگ از مجید قیصری است. از آنجا که یکی از مهم­ترین ابزارهای هر نویسنده در خلق و آفرینش هر اثر هنری زبان است، این عنصر می­تواند در سبک شخصی وی تأثیر بسزایی داشته باشد. هدف از نگارش این مقاله تبیین و بررسی عنصر زبان در رمان گوسالۀ سرگردان از مجید قیصری  براساس الگوهای نوین ساختارگرایی و روایت‌پردازی است. نویسنده در این مقاله به دنبال جواب این پرسش است که عنصر زبان در داستان گوسالۀ سرگردان چگونه نمود یافته است؟ روش کار در این پژوهش، کتابخانه­ای و به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی صورت گرفته است. در این پژوهش رمان گوسالۀ سرگردان، در سه سطح واژگانی، نحوی و بلاغی بررسی شده است. حاصل پژوهش نشان می­دهد که در سطح واژگانی اتباع، ترکیبات و واژه‌های جفتی و قرینه­ دار، اصطلاحات عربی، می­ تواند به‌عنوان یکی از شاخصه­ های این داستان­ در نظر گرفته شود. در سطح نحوی افعال حرکتی، جابه‌جایی ارکان جمله، حذف به قرینه لفظی و معنوی، ازجمله ویژگی زبانی در این سطح است. در سطح بلاغی ایجاز، کنایه، تشبیه و ضرب­ لمثل بسامد زیادی دارد.