بازیابی معنای پنهان در داستان «شهریار و شاه­زمان» از «هزار و یک­شب» بر پایۀ تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22126/rp.2022.6843.1408
چکیده

برپایۀ رویکرد فرکلاف در تحلیل گفتمان، متن‌های روایی می‌توانند در بازآفرینی ساختارهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و تولید معنا سهم مهمّی داشته باشند. قصّه‌های هزارویک شب نیز بافتی مبتنی بر تولید معنا در ساختار متن و فرامتن دارند. همچنین قصّة شهریار و شاه­زمان نمونه­ ای است که رابطه تغییرپذیر عمل گفتمان را پنهان کرده­ است. این پژوهش، قصة شهریار و شاه­زمان را بر پایة نظریة تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین به روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی­کرده، لایه‌های معنایی پنهان و آشکار متن قصّه را کاویده است. دستاورد این پژوهش نشان­ می‌دهد در سطح توصیف، در این قصّه، بیشتر فعل‌ها وجه خبری دارند و فعل‌های منفی به‌ندرت دیده می‌شود؛ زیرا وجود فعل‌های مثبت و خبری، نمایان‌گر همه ­چیزدانی و حرکت راوی در بطن داستان است و راوی داستان شهریار و شاه­زمان، جای خود را به شخصیّت شهرزاد می­ دهد. در سطح تفسیر نیز این قصّه بیانگر اندیشۀ خیانت­ پیشگی و پتیارگی زنان در جامعۀ مردسالار و مبارزه بر ضد چنین اندیشه­ای است. زاویه تبیین نیز نشان می ­دهد قدرت خیانت­ پیشگی زنان، قدرتی برتر است و در صورت برخورداری مردان از قدرت انتقام خشونت آمیز نیز آرامش روانی به ارمغان نمی‌آید.