تحلیل ساختاری حکایتها در سوانحالعشاق، عبهرالعاشقین و لمعات (با استفاده از نظریۀ تحلیل ساختاری روایتهای رولان بارت)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.
doi
10.22126/rp.2021.5841.1271چکیده
یکی از مباحث مرتبط با روایت و روایت شناسی، مطالعه در حکایتهای عرفانی است. حکایتهایی که در رسالةالعشقهای منثور بهکار رفته اند، به لحاظ ساختار و بن مایه، با حکایتهای مندرج در دیگر نثرهای عرفانی (مانند کشفالمحجوب و رسالۀ قشیریه) تفاوتهای درخور توجّهی دارند. در این جستار، تحلیل ساختار حکایتها در سوانحالعشّاق، عبهرالعاشقین و لمعات، مطابق با نظریۀ «تحلیل ساختاری روایت متن» «رولان بارت» مدنظر قرار گرفته است. بارت ضمن اعتقاد به ارتباطِ روایت با علم زبانشناسی، برای هر روایتی سه سطح توصیفی مجزّا: سطح کارکردها (Function)، کنشها (Action) و روایتگری (Narration) در نظر گرفته است. با کاربست نظریۀ بارت در تحلیل ساختاری آثار انتخابی، معلوم شد که: 1. بخشهایی از نظریۀ بارت در تحلیل ساختار حکایت ها کارآمد و قابل استفاده است؛ 2. فهم یک روایت صرفاً پیگیری بسط یافتن داستان نیست؛ بازشناسی طرحریزی آن در «طبقات» و ترسیم تسلسل افقی خطّ روایی در محور عمودی ضمنی نیز هست؛ 3. برای درک و دریافت مفاهیم حکایتها علاوهبر خوانش افقی، خوانش عمودی و ترکیبی نیز لازم است تا هنگام خوانشِ روایت هر واحد کارکردی هم در سطح و هم در ژرفایش ادراک و ذهن مخاطب از رمزگانهای زبانی به رمزگانهای روایتی سوق داده شود و در نهایت نیل به سطوح معنایی حکایت محقَّق گردد.