الگوهای ساختاری اسلیمیهای ابری- ماری در جلدهای دورۀ صفوی
نویسندگان
1 دانشگاه هنر اصفهان
2 عضو هیأت علمی دانشگاه هنر اصفهان
3 دانشگاه هنر
doi
10.22070/negareh.2017.572چکیده
در میان نقوش سنتی بهکاررفته در هنرهای مختلف طرحهایی کمتردیدهشده وجود دارند که ارزش خاص خود را دارا بودهاند. از این میان، نقوش اسلیمیهای ابری - ماری را میتوان نام برد که واجد ارزشهای بصری فراوانی هستند. مطالعات انجام شده نشان میدهد کاربرد این نقوش بر روی جلدهای دورۀ صفوی رونق فراوان یافته است به طوری که به یکی از رایج ترین نقوش از گنجینه ی نقوش این دوره مبدل گشته است. نگارندگان در این مقاله در پی آن بودهاند که ترکیببندی و ساختار هندسی این نقوش در متن تزیینات روی جلد در دوره صفوی را دنبال کنند. بر این اساس، این سئوالات مطرح بوده است که 1- نقوش اسلیمی ابری- ماری چه جایگاهی از نظر ترکیببندی در تزیین جلدهای دوره صفوی داشته است؟ 2- این نقوش از چه تنوع ساختاری برخوردار بوده است؟ روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و با رویکردی اکتشافی و گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل کیفی بوده است. نتایج تحقیق نشان داد که این نقوش از دو نظام قرینگی و بیقرینگی در فرم تبعیت کرده و بسته به موقعیت طرح، جهت تزیین جلد بهکار گرفته و در ترکیببندی، نقش پرکنندۀ فضا را داشتهاند. در عین حال بهواسطه حرکتهای آزاد و مواج خود ترکیبهای یکنواخت و بسته نقوش سنتی را فعال و پویا نشان دادهاند. بیشترین کاربرد نقوش ابری – ماری با ساختار قرینه در طرحهای واگیرهای در حاشیه و یا به صورت یا در متن جلد بوده است. نقوش غیرقرینه در بین دیگر عناصر طرح و در ترکیببندی، آزادانهتر بهکار گرفته شده و نقش پرکنندۀ فضاهای خالی را داشته است که این امر خود گواه پیچیدهتر شدن روابط نقوش در آثار دوره صفوی بوده است.