نگاهی بر رمان « طریق بسمل شدن» بر پایه مؤلفههای ضدرمان و رمان نو
نویسندگان
1 استادیار، زبان وادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 نویسنده مسئول، دانشیار، رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
doi
10.22126/rp.2021.6111.1300چکیده
ژان پل سارتر، فیلسوف، رماننویس و منتقد فرانسوی، مهمترین ویژگی ادبی معاصر را ظهور ضدرمان میداند. از دید او ظاهراً در رمان، شکل ظاهری و خطوط اصلی آن حفظ میشود، اما تخیل و شخصیتهای غیرواقعی آن، بیانگر این معناست که دیگر عصر رمان به سبک گذشته، سپری شده و دوره معاصر، عصر تفکر و اندیشه در رمان است. از این رو، تأمل و تعمق خوانندة امروزی نقش اساسی در درک حقایق دارد تا بتواند معنا و مفهوم رمان را عمیقتر درک کند و به واقعیتهای مدنظر آن دست یابد. رمان « طریق بسمل شدن»، دولتآبادی، رمانی است در حوزه رمانهای ضدجنگ که با توجه به شگردهای خاص آن در زمینه شخصیتپردازی، زمانپریشی و مکانپریشی، بینامتنیتها و تغییر مدام زبان از کهنه به نو و... میتوان آن را در زمره رمان نو و ضدرمان برشمرد. از این رو، در مقاله حاضر سعی برآن است تا به روش توصیفی- تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود که کدامیک از ویژگیهای این رمان، آن را در زمره ضدرمان و رمان نو قرار میدهد؟ دستاورد این بررسی بیانگر آن است که این رمان، از لحاظ شخصیتپردازی، حذف قهرمان اصلی، راوی، بینامتنیت، ابهام در زمان و مکان، مساهمت خواننده در آفرینش متن، تخیل و... همخوانیهای شایان توجهی با مؤلفههای ضدرمان و مؤلفههای رمان نو دارد.