تحلیل منطق شخصیت رئالیستی در رمان «سرخ و سیاه» استاندال
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان. تبریز. ایران
2 فارغالتحصیل دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شیراز. شیراز. ایران.
doi
10.22126/rp.2021.5837.1270چکیده
یکی از درخشانترین آثار رئالیستی قرن نوزدهم فرانسه، رمان سرخ و سیاه استاندال است که براساس قواعد رئالیستی، رابطۀ تنگاتنگ جامعه با فرد و تأثیر عمیق این رابطه بر سرنوشت فرد را نشان میدهد. شخصیت اصلی رمان، ژولییَن سورل پسر خانوادۀ سورل نجار از طبقۀ پایین است که در مقاطع مختلف زندگیاش برای ایجاد تغییرات و رسیدن به شرایط مطلوب با عشق، زیادهخواهی و هوش سرشارش هرچه تلاش میکند، عواملی قویتر مانند طبقات اشراف، سرمایهداران و صاحبان نفوذ، محیطهای بزرگتر، افراد زورمند یا تأثیرگذار نتیجۀ تلاشهای او را نابود میکنند و ژولیین مجبور میشود در جدال بین ضعیفماندن یا طغیانکردن، گزینۀ دوم را انتخاب کند و با گیوتین اعدام شود. نتایج تحلیل نشان میدهد انتخاب شخصیت رئالیستی محصول جبری کاملاً اجتماعی و خانوادگی است. هدف پژوهش تحلیل کنشها و انفعالات شخصیت اصلی براساس مجموعه عوامل اجتماعی و ترسیم منطق شخصیت رئالیستی، بر پایۀ توصیف و تحلیل محتوای رمان است. روش مطالعه در این پژوهش توصیفی تحلیلی و بر مبنای منابع کتابخانهای و تحلیل دادههاست.