تعیین عناصر الگوی آموزشی برای محیط یاددهی- یادگیری ارتباطگرایی
نویسندگان
1 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 گروه سنجش و اندازه گیری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
4 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
5 گروه تکنولوژی آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2023.9623.2873چکیده
پیشینه و اهداف: در سالهای اخیر، ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات دنیای آموزش را تحت تأثیر قرار داده است. چنانکه به اذعان برخی صاحبنظران روشها، الگوها و نظریههای قبلی یادگیری و آموزش قادر به تبیین یادگیری و آموزش در این عصر نیستند. نظریه ارتباطگرایی، از جمله نظریههای جدید عصر دیجیتال است که تلاش میکند با نگاهی متفاوت به تبیین امر یادگیری بپردازد. هدف این تحقیق، اکتشاف عناصر یک الگوی آموزشی مناسب محیط، مبتنی بر ارتباطگرایی در آموزش و یادگیری است.روشها: تحقیق از نظر پارادایمی، کیفی و در بین انواع این نوع تحقیقات، تحلیل محتوای کیفی بود. جامعه تحقیق شامل مقالات علمی و پژوهشی مرتبط با آموزش و یادگیری ارتباطگرایی 10 سال اخیر( ابتدای2013 تا انتهای 2022) موجود در 4 بانک اطلاعاتی خارجی(1) اریک(ERIC)، (2) امرالد اینسایت(Emeraldinsight)، (3) اسپرینگر(Springer)، (4) ساینس دایرکت(ScienceDirect) با کلید واژههای مشخص، به تعداد 592 اثر بود که بعد از بررسی اولیه، چکیده و متن کامل در دو مرحله و حذف موارد نامرتبط، به تعداد 194مقاله تقلیل یافت. بعد از تنظیم مقالات باقیمانده و به شیوه نمونهگیری هدفمند، از بین این مقالات 28 اثر مورد تحلیل قرار گرفت و به علت تکراری بودن کدهای بهدست آمده و نیل به اشباع نظری، تحلیل باقی مانده مقالات جامعه مورد مطالعه، متوقف گردید. برای تحلیل متون، از کدگذاری آزاد با رویکرد استقرایی استفاده شد.یافتهها: از محتوای آثار مورد تحلیل، برای یک محیط یادگیری ارتباطگرا، سه لایه به نام «بنیانهای نظری و فناورانه»، «اصول و مفروضههای ارتباطگرایی» و «شبکههای یادگیری» بهعنوان مؤلفههای اصلی استخراج شد. لایه اول شامل 14 نظریه، رویکرد، جنبش و تحولات فناورانه بهعنوان زیرمؤلفه بود. هر یک از این نظریهها، جنبشها و رویکردها با اصول و مفروضههای خود دارای نفوذ مستقیم و غیرمستقیم بر لایههای بعدی هستند. لایه دوم به اصول، ویژگیها و مفروضههای کلی و اختصاصی درباره پدیدههای دانش، یادگیری و شبکه مرتبط بوده و زیر مؤلفههای آن، حاوی حقایقی هستند که لایه اجرایی محیط ارتباطگرا را به شدت متأثر ساخته و محیط یادگیری طراحی شده بر اساس این نظریه را از سایر نظریهها متمایز میسازد. در این لایه، چهار زیر مؤلفه با عناوین(1) اصول ارتباطگرایی زیمنس و دیگران، (2) مفروضههای ارتباطگرایی درباره یادگیری، (3) مفروضههای ارتباطگرایی درباره دانش، (4) ویژگیها و اصول شبکه/ محیط یادگیری نیز مشخص شد. در لایه سوم، شبکهها قرار گرفتهاند که هر شبکه، دارای 9 زیر مؤلفه به نام (1) انواع تکالیف، اقدامات و فعالیتهای یادگیری( به 6 شکل همپوشان همکاری، تعامل، ارزشیابی، ارتباط برقرار کردن، درگیر شدن و مشارکت کردن) (2) نقش معلم (3) نقش دانشآموز (4) مکان/ محل یادگیری (5) مراحل/ گامهای یادگیری (6) سطوح یادگیری (7) مهارتهای مورد نیاز (8) مواد/ منابع/ ضمائم/ رسانهها یا گرههای یادگیری (9) ساخت شبکههای جدید است.نتیجهگیری: نتایج تحقیق نشان داد که محیط یادگیری ارتباطگرا یک محیط باز، غیرهدفمند، آشوبی و فاقد چارچوب سازمان یافته و عناصر ثابت است. محیط عملیاتی یادگیری ارتباطگرا، متأثر از دو سطح نظری و مفروضههای اساسی بعنوان لایه است. نظریهها، بعنوان لایه اول، بنیانهای نظری و فناورانه ارتباطگرایی است که مانند یک چتر بر دو لایه دیگر تسلط دارند و تعیینکننده مفروضهها و فعالیتهای این محیط هستند. مفروضهها و اصول ارتباطگرایی که بعنوان لایه دوم این محیط تلقی میشوند، لایه سوم را تحت تأثیر قرار داده و چارچوب و انواع فعالیتهای علمیاتی این محیط را تعیین میکنند. در لایه سوم نیز، مؤلفههای اصلی یادگیری و چگونگی وقوع این مهم دیده شده است. زیر مؤلفههای لایه سوم یعنی شبکه، عناصر حداکثری اکتشافی برای یک شبکه یادگیری بوده و ممکن است تعداد آنها در شبکههای مختلف کاهش پیدا کند.