بازنمایی دوگانه امید و ناامیدی در رمان چشمهایش با تأکید بر اندیشه‌های گابریل مارسل

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22126/rp.2021.5325.1227
چکیده

نوشتار پیش رو امید و ناامیدی را در رمان چشم‌هایش براساس آرای گابریل مارسل، فیلسوف فرانسوی بازنمایی و تحلیل دوگانه می­کند. بدین منظور ابتدا به مبانی نظری و آرای مارسل اشاره و سپس با روش توصیفی - تحلیلی به نمودهای دوگانۀ امید و ناامیدی در چشم‌هایش پرداخته می‌شود. مارسل در مهم‌ترین دستاورد فلسفی خود یعنی امید، به مطالعة هستی ­شناختی این مقوله می‌پردازد و تقسیم‌بندی‌هایی از آن ارائه می‌دهد. او با نگاهی اگزیستانسیالیستی به انسان، پدیده‌هایی همچون دلهره، ترس و اضطراب را بررسی می‌کند؛ پدیده‌هایی که با ناامیدی در پیوند هستند. از نگاه مارسل امید از بستر رنج زاده می‌شود و در صورت وجودِ ناامیدی است که امکان تحقّق امید هست؛ بنابراین امید و ناامیدی و دیالکتیک با یکدیگر در تقابل هستند. یافتة نهایی پژوهش حاضر این است که امید و ناامیدی در چشم‌هایش همواره باهم در تقابل­ اند و رنج و ناامیدی موجود درنهایت روی به­سوی امید دارد. درواقع باوجود فضای یأس‌آلود در این رمان، موتیف امید به‌سان عنصر غالب با مضامینی همچون عشق، اعتراض و استحاله بازنمایی می‌شود.  

کلیدواژه‌ها