واکاوی بوطیقای نوشتار زنانه در داستان «إمرأة من الطابقین» (با تکیه برمعادلۀ بوزیمان)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22126/rp.2021.5758.1258چکیده
قدرت سبک در ادبیّات از عناصر گرامری پیچیده، زیباییشناختی و پتانسیل نحوی واژگان گرفته شده است. زبان نوشتاری بهعنوان یک سبک ادبی، نکتۀ مهمی بهشمار میرود. از سویی دیگر، آ.بوزیمان؛ نظریهپرداز آلمانی پس از انجام پژوهشهای بسیار، در راستای سبک ادبی دربرابر سبک غیرادبی، معادلۀ آماریاش را معرفی کرد. معادلۀ بوزیمان؛ میزان واژگان توصیفی و ادبی در برابر غیرادبی ارزیابی و نوع نوشتار زنانه و مردانه را از یکدیگر تمیز میدهد و بر میزان ادبی بودن متن تأکید میورزد. داستان امرأة من الطابقین اثر هیفاء بیطار نیز ازجمله رمانهایی است که نویسنده در آن به مسائل حقوقی زنان و حقوق پایمالشدۀ آنها توسط مردان پرداخته است و این امر سبب ضرورت واکاوی زبان زنانه را در رمان مورد بحث گردیده است. پژوهش پیش رو سعی دارد، سبک زنانه در داستان امرأة من الطابقین را با توجّه آراء نظری نوشتار زنانه بررسی نماید و میزان ادبی بودن و زنانهنویسی هیفاء بیطار را با کمک ارزیابی آماری نقش نظریۀ آماری دانشمند آلمانی؛ آ.بوزیمان واکاوی و بررسی کند و در این راستا از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده که نشان میدهد، زبان زنانه در بسیاری از مؤلّفههای نوشتاری داستان رعایت شده تا جایی که بیشترین کاربرد را مقولههای: ضمایر «أنا» و «أنت»، واژگان مطلق و مقید و پرسش کوتاه به خود اختصاص داده است. اسلوب آماری بوزیمان از میزان بالای افعال با میزان 6609 به نسبت صفات با میزان 2734 است که نسبت بهدستآمده حدود 41/2% است و این میزان، ادبی بودن و زبان زنانه داستان را تضعیف میکند.