واکاوی تطبیقی پیرنگ در داستانهای تألیفی و ترجمهای گروه سنی ب و ج براساس دیدگاه ماریا نیکولایوا
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس، مازندران، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس، چالوس، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس، چالوس، ایران
4 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد چالوس، چالوس، ایران
doi
10.22126/rp.2021.6315.1322چکیده
پیرنگ داستان، شاخصترین عنصر ساختاری داستان است؛ زیرا بدون آنکه مانند کنش و شخصیت، ماهیتی مستقل و آشکار داشته باشد، در سراسر داستان حضور دارد؛ همچنین، پیرنگ بهعنوان یکی از مهمترین عناصر وحدتبخش داستان، از اجزای پراکنده داستان واحدی یکپارچه میسازد. هدف پژوهش حاضر، مقایسة عنصر پیرنگ از دیدگاه ماریا نیکولایوا در داستانهای تألیفی و ترجمهای گروه سنی ب و ج، تعیین میزان موفقیت هریک از این دو دسته داستان در جذب مخاطب و بررسی علل و عوامل مؤثر در این موفقیت از دیدگاه ادبی است. در نوشتار پیش رو، دادهها ابتدا به روش اسنادی و کتابخانهای، از مطالعه و استخراج مختصات پیرنگ داستانهای پنجاه جلد کتاب از پرفروشترین کتابهای داستان کودک و نوجوان (در آثار فارسیزبان داخلی ایران و ترجمهای به زبان فارسی)، منتشرشده در بازة زمانی سالهای 95- 1385 گردآوری شد. آنگاه با بهدستآوردن مقدار عددی متغیرهای بررسیشده در پیرنگ، تحلیل محتوای کیفی بر پایة نظریة ماریا نیکولایوا صورت گرفت. یافتههای حاصل از تطبیق نتایج نشان میدهند که کتابهای داستانی ترجمهای نسبت به کتابهای تألیفی، بهسبب تناسب بیشتر با سلیقه و نیازهای مخاطب کودک و نوجوان و به جهت برخورداری از عناصر جذابیت بیشتر، سبب گرایش کودکان و نوجوانان به این داستانها شده است و در جذب مخاطبان خود موفقتر بودهاند.