تأملی در رابطۀ استاد و شاگردی در آموزش هنرها با تأکید بر نظام سنتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری هنر اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، شهر تبریز، استان آذربایجان شرقی.
2 استادیار و رئیس دانشکده هنرهای اسلامی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز
3 دانشیار گروه مطالعات عالی هنر دانشگاه تهران
doi
10.22070/negareh.2017.528چکیده
رابطۀ استاد و شاگرد در نظام سنتی آموزش هنرها از مهمترین مؤلفهها به شمار میرفت، رابطهای که اساساً مترادف با رابطۀ مراد و مریدی بود. تلاش برای استخراج مهمترین مؤلفههای این رابطه مد نظر این پژوهش است. همچنین، نگاهی به رابطۀ استاد و شاگرد در نظام معاصر آموزش هنر میتواند خلأها و مشکلات کنونی این حوزه را نمایان کند چرا که بیشک یکی از مهمترین دلایل درخشش هنرها در گذشته همین روابط عمیق میان استاد و شاگرد بوده است. هدف این پژوهش پرداختن به رابطه میان استاد و شاگرد یا همان مراد و مرید است که نمایانگر جهانبینی هنرمندان در گذشته است و پرسشهای مورد نظر این هستند که رابطۀ میان استاد و شاگرد در نظام سنتی آموزش هنر بر مبنای کدام اصول و تعهدات بوده است؟ و این شاخصهها در نظام آموزش معاصر هنر چه وضعیتی دارند؟ روش تحقیق توصیفی - تحلیلی با بررسی کتابخانهای متون و منابع است و نتایج نهایی نمایانگر برجستهترین مولفههای روابط استاد و شاگردی در نظام سنتی آموزش هنر همچون رعایت حقوق، اخلاق، احترام، اطاعت، تعهد، تزکیه، محبت، اکرام مقام استاد و طی سلسله مراتب هستند. همچنین مشخص گردید به دلیل بروز تغییرات اساسی در ساختار آموزشی، شاخصههای سنتی روابط استاد و شاگردی، تداوم چندانی در نظام معاصر ندارند که این خلأ میتواند لزوم توجه و بازگشت به ارزشهای پیشین را یادآور شود.