بررسی الگوی روایی داستان حمام بنفش صبحی مهتدی براساس نظریه تزوتان تودوروف

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

2 استاد، زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
10.22126/rp.2021.5641.1244
چکیده

روایت ­شناسی مجموعه ­ای از احکام کلی دربارة ژانرهای روایی، نظام‎‌های حاکم بر روایت (داستان‎‌گویی) و ساختار پیرنگ است. توجّه به ساختار روایت­ها و یافتن ساختاری مشترک و مشابه در این نوعِ ادبی یکی از پیامدهای ظهور فرمالیسم روسی و نظریات زبان‎‌شناسانه فردینان دوسوسور بود. ولادیمیر پروپ، با مطالعه ریخت ­شناسانه قصّه ­های پریان الگوی ساختاری این نوع از قصّه­ ها را به دست آورد؛ اما پس از آن تزوتان تودوروف اصطلاح روایت ­شناسی را به‎‌عنوان علم مطالعه گونه قصّه مطرح کرد و براساس آن ساختار داستان‎‌های «دکامرون» را مورد بررسی قرار داد. داستان­ های کهن و معاصر فارسی نیز براساس ساختار روایی تزوتان تودوروف قابل پژوهش و بررسی است. یکی از این داستان­ها، حکایت حمام بنفش اثر فضل­الله مهتدی است که در این پژوهش سعی بر آن شد براساس الگوی روایی تزوتان تودوروف بررسی شود. نتیجة این بررسی نشان داد که داستان حمام بنفش الگویی مشابه آنچه تودوروف مطرح کرد، دارد. ویژگی­ها و مختصات هفت­گانة الگوی تودوروف دارای نمونه ­هایی در متن داستان است. در ساختار زبانی، داستان براساس افعال به­ ویژه کنش­های قهرمان داستان شکل گرفته است. از دیدگاه نحوی، داستان دارای یک پی­رفت اصلی است که سایر پی­ رفت­ها در درون آن قرار دارد. نحوه به‎‌کارگیری پی‌رفت­ ها­ نیز به‎‌صورت درونه­ گیری است؛ اما پی­ رفت‌های سوم تا نهم به‎‌صورت زنجیره­ای در درون پی­رفت اصلی قرار گرفته است. از دیدگاه وجوه روایتی نیز، وجه اخباری بسامد بیشتری دارد و زمان وقوع افعال و کنش­ها نیز زمان گذشته است.