جستاری در گریزگویی و گونههای آن در روایتهای داستانی بخش پهلوانی شاهنامه
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشآموختۀ کارشناسیارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/rp.2021.5851.1272چکیده
گریزگویی یا انحراف گفتاری خارج از موضوع اصلی است که نویسنده/ شاعر بنا به اغراضی آن را در خلال روایت و داستان بیان میکند. در پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی - اسنادی و مطالعۀ کتابخانهای به انجام رسیده است، در پی آنیم که ضمن بیان تعریفی از گریزگویی، گونههای آن را در بخش پهلوانی شاهنامۀ فردوسی بررسی و تحلیل کنیم. پرسش محوری پژوهش این است که اساساً گریزگویی چگونه بیانی است، فردوسی در کجای روایت خود بدانها پرداخته است و شاعر چه هدف یا اهدافی را در گریزگویی پی میگیرد. پس از بررسی دریافتیم که فردوسی هم از لحاظ محتوایی و هم از جنبة ساختاری در سه بخش آغازین، میانه و پایانی حماسهاش به گریزگویی پرداخته است، در گونۀ آغازین، چهار مطلب گزارش شده است: در ناگزیری مرگ، ترک آز، نکوهش فرزند ناخلف و توصیفِ صِرف که نمونۀ اخیر گونهای مدخل روایت و براعت استهلال است. در بخش میانی شاعر وقفهای ایجاد کرده است تا مطلبی اخلاقی و اندرزگون بیان کند. در این بخش پنج مطلب گزارش شده است: رضا به تقدیر، تلوّن روزگار، مشعبدی روزگار، ستایش خرد و مصونیت بیگناهان. در بخش پایانی نیز ضمن اشاره به مقولههای بخش میانی، موارد پیشگفته را بیشتر حسّی و عینی کرده و بیشتر به عبرتگیری توجّه کرده است. مطالب این بخش در پنج دسته قرار دارد: تلوّن روزگار، توبیخ روزگار، ستمگری چرخ، ناگریزی مرگ و ترک آز. بیشترین گریزگویه مربوط است به احوال چرخ و روزگار و در این میان، تلوّن و بیثباتی چرخ بیشترین بسامد را داشته است. پیداست که گریزگوییهای مربوط به چرخ، تقدیر، فلک، زمان، نکوهش چرخ و مرگ بازتاب باورهای زروانی است. در گریزگویۀ مربوط به آز، نگاه فردوسی نگاهی اساطیری است و با جاندارانگاری و تجسیم این دیو، بیش از بیش انسان را از آن برحذر داشته است. نسخۀ عاجل فردوسی برای درمان آز، خردمندی است.