تحلیل رمان درازنای شب براساس نظریة ساختارگرایی تکوینی لوسین گلدمن

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

2 استادیار، گروه جامعه شناسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

4 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.

doi
10.22126/rp.2021.6037.1291
چکیده

رمان درازنای شب، اثر جمال میرصادقی براساس نظریة جامعه­شناسانه لوسین گلدمن با روش تحلیلی – توصیفی بررسی شد. گلدمن بر این باور بود که اثر ادبی را نه یک فرد، بلکه جهان­بینی یک جمع و گروهی که وی بدان تعلّق دارد؛ می­آفریند و روش خود را ساختارگرایی تکوینی نام نهاد که پایگاه اجتماعی نویسنده، عامل اساسی این­گونه از ساختارگرایی است. میرصادقی نیز نویسنده­ای واقع­گراست که در خلال آثارش به طرح مشکلات عصر می­پردازد که بازتابی از واقعیّت­های اجتماعی است و با توجّه به آنکه کلّیت آثارش با اوضاع اجتماعی ارتباط دارد، می­توان رمان­های او را ازجمله رمان درازنای شب را ازمنظر جامعه­شناختی بررسی کرد که موجب نگرشی تازه در شناخت آثارش می­شود. یافته­هایی که در بررسی رمان درازنای شب براساس نظریة گلدمن حاصل می­شود نکات قابل توجّهی را شامل می­شود ازجمله اینکه رمان او از ساختار اجتماعی برخوردار است و برجسته­ترین مضامین مطرح در آن، فقر فرهنگی و اقتصادی و تقابل سنّت و تجدّد است که منجر به گسست و انقطاع نسلی می­شود. هدف از نوشتار پیش رو، بررسی مفاهیم و مسائل اجتماعی رمان برمبنای نظریة گلدمن و تأثیر محیط و اجتماع در آثار نویسنده و بررسی اعتقادات و باورها در رمان است. دیگر اینکه بنابر نظریۀ گلدمن، نویسنده به­عنوان کارگزار طبقة اجتماعی، نمایانگر جهان­بینی طبقۀ متوسّط است. در رمان میرصادقی نیز درمی­یابیم که جهان­نگری موجود در اثر، همان جهان­بینی طبقۀ متوسّط است که با رسیدن به حداکثر آگاهی ممکن، توانسته است آگاهی طبقاتی را در طبقۀ متوسّط نمایان سازد.