امکان سنجی کاربست رویکرد کلانشهرهای شبکهای چندمرکزی خلاق در منطقهی کلانشهری مازندران مرکزی
نویسندگان
1
2
3
doi
10.22111/gdij.2016.2451چکیده
شهرها بستر نوآوری و محمل هدایت انرژی خلاق بشر تلقی میشوند و همچنین نقش مؤثری در تمرکز و مدیریت سرمایههای انسانی بر عهده دارند. خلاقیت در دو حوزهی صنایع و طبقه خلاق نیاز به بستری مناسب و مطلوب برای شکوفا شدن دارد. از این روی، اکثر صاحبنظران بر این عقیدهاند که ساختارهای شبکهای- چندمرکزی به دلیل ساختار فضایی خاص خود، اولویّت و مزیّت بیشتری در جذب این صنایع و طبقهی خلاق دارند. بر این اساس در این مقاله، با روشی توصیفی- تحلیلی ابعاد و مؤلفههای مؤثر در جذب صنایع خلاق در منطقهی کلانشهری مازندران مرکزی که شامل 4 شهر بزرگ استان اعم از مازندران، ساری، بابل و آمل میشود، مورد بررسی قرار گرفته است. در مجموع 14 شاخص در پنج رویکرد میراث تاریخی و فرهنگی، ساختار صنعت و صرفههای تجمع، تنوع وابسته، سرمایهی انسانی و طبقهی خلاق مورد آزمون قرار گرفت. تراکم میراث فرهنگی و تاریخی، اندازه شرکت، سهم متخصصان از کل اشتغال، معکوس شاخص هرفیندال، جمعیّت به عنوان اندازهی بالقوه بازار، شاخص تنوع وابسته، شاخص سیسونه -هال، شاخص آنتروپی، تجمع افراد تحصیل کرده، شاخص همپایی، سهم افراد تحصیل کرده از متقاضیان کار و سهم مهاجران استانهای دیگر شاخصهای این پژوهش را تشکیل میدهند. نتایج حاکی از آن است که این منطقهی کلانشهری از تنوع و آستانهی تقاضایی کارامد و مطلوب برخوردار نیست و دلیل این امر را نیز میتوان به ماهیّت تکهتکه منطقه و نبود محیط کلانشهری نسبت داد. همچنین، تراکم مطلوب فعالیّتهای اقتصادی مشاغل خلاق نتوانسته فعالیّتهای وابسته را در کنار هم تجمیع نماید و منجر به تولید محصولی با کیفیتتر گردد. ولی در مقابل، این منطقه محیط مناسبی را برای جذب طبقهی خلاق، فراهم میآورد که مواردی همچون تراکم امکانات فرهنگی و تاریخی شهرهای منطقه، پذیرش فرهنگی مردم اقوام دیگر، و استعداد منطقه در جذب فناوریهای جدید این موضوع را اثبات میکند.