بررسی مناسبات بینامتنی در حکایتهای النوبة الثالثة، کشف الأسرار و روح الأرواح براساس نظریة ژنت
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22126/rp.2021.5988.1283چکیده
ژنت از نظریهپردازان حوزة بینامتنیت و معتقد به بینامتنیت کاربردی است. بینامتنیت همانند دیگر مقولههای ترامتنیت، چگونگی تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متون را آشکار میکند. ازآنجاکه ژانر عرفانی بخش قابل توجّهی از ادب فارسی را به خود اختصاص داده است، مطالعة بینامتنی متون برجستة عرفانی زوایای پنهان و ناگشودة میان آنها را روشن میکند. نوشتار حاضر که به روش توصیفی ـ تحلیلی انجام پذیرفته، نخستین گامی است که به بررسی مناسبات بینامتنی میان حکایات مشترک النوبة الثالثة کشف الأسرار و روح الأرواح براساس نظریة ژنت پرداخته است تا ازمنظر ساختارگرایانه و عناصر نظاممند بینامتنی، پیوند میان این دو اثر را از بُعد آفرینش و پردازش بررسی کند. دستاوردهای پژوهشی حاضر بهطور کلّی از این قرارند: روح الأرواح بهعنوان زیرمتن، تقدّم تألیفی و تاریخی بر کشف الأسرار بهعنوان زبرمتن دارد. چهل و شش حکایت در این دو کتاب مشترک و دارای روابط بینامتنی هستند که ده حکایت ذیل بینامتنیت صریح، نوزده حکایت در شمار بینامتنیت غیر صریح و هفده حکایت ازلحاظ بینامتنیت ضمنی قابل تقسیمبندی هستند. از ده جلد کتاب کشف الأسرار، جلد ششم بیشترین حکایات مشترک را با روح الأرواح دربر دارد و جلد پنجم فاقد حکایت مشترک با اثر سمعانی است. کشف الأسرار بهخاطر سخنان موزون و مسجّع و نه ازمنظر عواطف و احساسات، به نسبت متن روح الأرواح از ادبیّت بیشتری برخوردار است. در برآیند کلّی نتایج دستاوردهای پژوهش پیش رو را هر چه بیشتر به صائببودن گمانة اقتباس میبدی از سمعانی باورمند میکند.