تحلیل عاطفی داستان مارون اثر بلقیس سلیمانی

نویسندگان

1 دانشجو دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران

3 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران

doi
10.22126/rp.2020.5660.1248
چکیده

تفاوت انسان‌های معمولی و هنرمند، در شناخت و چگونگی انتقال عاطفه است. عاطفه همان هیجان در روان­شناسی است که به­دنبال احساس‌هایی همچون خشم، ترس، غم و شادی بروز می‌کند. هدف از پژوهش حاضر تحلیل و شناساندن عاطفه از دیدگاه ادبیّات و روان‌شناسی و بیان ویژگی‌های عاطفی شخصیّت‌ها در داستان مارون از بلقیس سلیمانی است. نوشتار پیش رو با روش توصیفی - تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای، با ابزار فیش نگاشته شده است. پیش از دهة نود هجری، هیچ منبعی به‌طور مجزّا عاطفه در ادبیّات و علم روان‌شناسی را بررسی تطبیقی نکرده است. داستان مارون بلقیس سلیمانی داستانی رئالیستی است. شخصیّت اصلی زنی سرکش است که رفتارش همچون مردها است. این داستان حسّ خشم، عصبانیت، ترس و نفرت را به خواننده انتقال می‌دهد. نویسنده برای معرّفی شخصیّت‌ها به‌خوبی از فرایندهای هیجانی کمک گرفته تا ضمن انتقال احساس و عاطفه، شخصیّت هم شناخته شود. نتیجة به­دست آمده، قطعیت در تأثیر نویسنده بر مخاطب از راه بیان عاطفه در داستان است. نویسندگان باید ماهیت تفکّر مخاطبان را بشناسند تا روش‌های بهتری را برای داستان‌نویسی و ایجاد ارتباط با آن‌ها بیابند و به­طور قطع اگر فرایندهای ذهنی افرادی را که برای آن‌ها می‌نویسند درک کنند، در کار خود موفّق‌تر خواهند بود. 

کلیدواژه‌ها