بررسی نسبت زبان و قدرت در داستان عاشقیت در پاورقی براساس نظریة قدرت میشل فوکو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران
doi
10.22126/rp.2021.5087.1211چکیده
قدرت ازنظر میشل فوکو، متفکّر سرشناس فرانسوی، آنقدر نافذ است که میتواند بسیاری از ساحتهای زندگی انسان را تحتالشّعاع قرار دهد. این نفوذ حتّی در زبان متون ادبی نیز راه مییابد و خود را در قالب استعارهها، نشانهها و نمادها نشان میدهد. داستان عاشقیت در پاورقی نوشتة مهسا محبعلی، ازجمله داستانهای تکنیکمحور و فرمگرا است که آشنایی نویسنده با رویکردهای فلسفی و همچنین تبحّر وی در حوزة داستاننویسی را نشان میدهد؛ ازجمله چالشبرانگیزترین نکات موجود در متن، وجود تصویری نهچندان مطلوب از شخصیّت زن داستان است. باوجود زنبودن راوی و نویسنده، برای مخاطب این پرسش پدید میآید که چرا چنین انگارهای از زن داستان تصویر شده است. در پژوهش حاضر براساس نظریة قدرت میشل فوکو میتوان به نفوذ قدرت مردانه در زبان داستان اشاره داشت؛ البتّه با طرح مفاهیمی همچون بدن معترض و عصیانگر و همچنین برخی دیدگاههای نیچه، ازجمله اخلاق اربابان و بردگان، نشان داده میشود که برخی تصاویر بهظاهر شکننده از زن، خود نوعی تمهید برای تقابل با زبان مردانه است؛ امّا درنهایت میتوان اثبات کرد که این داستان ازجمله مصادیق انضمامی نظریة قدرت میشل فوکو است؛ زیرا قدرت مردانه در بسیاری از عناصر زبانی داستان نفوذ کرده و آن را تحت تأثیر قرار داده است.