تحلیل روش دیالکتیکی در ساختار روایی رمان چشم‌هایش اثر بزرگ علوی برپایۀ رویکرد اسلوب‌شناسی گورویچ

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، دهاقان، ایران

doi
10.22126/rp.2020.5465.1236
چکیده

موضوع روایت­شناسی، روش­شناسی ساختار و شیوة روایت است. روایت متضمّن مفهوم حرکت است. دیالکتیک نیز روشی است که در حوزه­های جامعه‌شناسی و تاریخ به بحث دربارۀ حرکت می­پردازد. روایت­شناسی و روش فلسفی دیالکتیک متضمّن مفهوم زمان هستند و با رویکردهای پژوهشی به موضوع حرکت می­پردازند. پژوهش حاضر می‌کوشد تمرکـز خـود را بـر نـوع و شیوة حرکت روایت در رمان چشم­هایش معطـوف کنـد و با رویکرد اسلوب­شناسی گورویچ شیوة روایی رمان را تحلیل کند؛ همچنین چگونگی شیوة ­حرکت روایی را با انواع اسلوب­های دیالکتیک بنمایاند. در این صورت ارزش هنری در بعد روایت­شناسی و هنر روایت بزرگ علوی مشخّص می­شود. در روایت چشم‌هایش، حرکت با روش­های متنوّع دیالکتیکی ایجاد شده است. روش اکمال متقابل جبرانی و روش هم­فراخوانی در تداوم یا دیرش روایی رمان تأثیرگذار است. ایجاد هیجان و تعلیق روایی نیز در روایت رمان چشم­هایش از اسلوب دیالکتیک ابهام، تأثیر می­پذیرد. این نوع گاه وارد اسلوب تقارنی و گاه قطبی‌شدن نیز می­شود. در رابطة دیالکتیکی تقابل مناظر، شخصیّت­ها رفته‌رفته بُعد قطبی به خود می­گیرند و شخصیّت­های اصلی همدیگر را طرد می­کنند.