نقد جامعه شناختی رمان رهش اثر رضا امیرخانی براساس نظریi ساخت گرایی گلدمن

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة زبان و ادبیّات، دانشگاه یزد، یزد، ایران

doi
10.22126/rp.2020.4061.1152
چکیده

نقد جامعه­شناختی رمان، یکی از گرایش­های مهمّ جامعه­شناسی ادبیّات است که در آن، ارتباط ساختار و محتوای رمان با وضعیت و دگرگونی‌های جامعه و محیطی که در آن پدید آمده است، بررسی می­شود. در این گفتار، رمان ره­ش، اثر رضا امیرخانی با تکیه بر نظریة ساخت­گرایی لوسین گلدمن و با روش تحلیل محتوا نقد و بررسی شده است. این اثر با توجّه به نگرش نویسنده که بر زاویة دیدی جامعه‌شناختی و ادبی مبتنی است، درخور تأمّل و پژوهش است. بحران مدرنیته، توسعة نامتوازن شهری و آسیب­های جدّی ناشی از آن همچون ترافیک، آلودگی هوا، بروز بیماری­های تنفّسی در نسل جدید، تخریب خانه­های سنّتی و ازبین­رفتن اصالت شهر، ضعف مدیریت و... برخی از واقعیت­های اجتماعی است که در رمان ره­ش منعکس شده است. از یافته­های پژوهش حاضر برمی­آید هرچند نویسنده نتوانسته راهکار مفیدی درراستای رفع معضلات یادشده ارائه دهد، امّا توانسته است در آگاهی­بخشی به مخاطب غیر پایتخت­نشین خود موفّق عمل کند و درجهت تحقّق آرمان نهایی خود، مبنی بر دچارنشدن سایر شهرها به سرنوشت تهران گام بردارد.