بازیهای زمانی و سبک توصیفی نیما در منظومه خانه سریویلی براساس نظریة زمان در روایت ژرار ژنت
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22126/rp.2020.5445.1235چکیده
ازآنجاکه روایت و توصیف از عناصر محوری بوطیقای شعر نو نیما یوشیج است؛ وی در طول زمان شاعری خویش، منظومههای روایی متعدّدی سرود. هدف نوشتار پیش رو بررسی شگردهای زمان روایی در منظومة خانة سریویلی، براساس نظریة زمان در روایت ژرار ژنت است. نتایج پژوهش نشان میدهد که درنگ (گسترش روایت)، گذشتهنگری و آیندهنگری، از مهمترین شگردهای زمانی است که نیما به آن پرداخته است. ازآنجاکه براساس نظریه نیما، هدف از شعر، توصیف و روایت و تجسّمبخشیدن به موضوعات شعری است؛ بنابراین شگرد وی در شعرهای رواییاش گسترش روایت است که در این منظومه با توصیفات عینی و بسیار زیبا صورت گرفته است. کارکرد درنگ در این شعر، توصیف مکان و زمان داستان، شخصیّتپردازی و عینیتبخشیدن به امور انتزاعی است؛ همچنین نیما از شگرد گذشتهنگری و آیندهنگری روایت برای بیان امید و نومیدیهای سریویلی شاعر و تردید و دودلیهای وی بهره گرفته است که بهزیبایی در قالب جدال سریویلی، شاعر نوجو با شیطان که نمادی از وسوسههای فریبنده و اغواگر درونی اوست، ترسیم شده است. بهطور کلّی شگردهای زمانی نیما در این منظومه هم با درونمایه و محتوای داستان و هم با سبک توصیفی نیما همخوانی دارد. مهمترین شگرد زمانی وی در این منظومه نیز درنگ یا گسترش روایت است که مؤلّفهای دارای بسامد در سبک توصیفی نیماست.