کنشپذیری داستان نداء المجهول اثر محمود تیمور براساس نظریۀ زمان-روایی ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات عربی، دانشکدة الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 دانشجو دکتری زبان و ادبیّات عربی، دانشکدة الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22126/rp.2020.5316.1226چکیده
ژرار ژنت سه اصل رواییِ نظم، تداوم و بسامد را همراه زیرمقولههایی در تعریف نظریۀ خویش ارائه داد. وی نقش سه اصل روایی را که در کُندساختن زمان روایی تأثیرگذار بودند، مانند زمانپریشی در فلشبکها، جلورفتها و عدم تداوم در شتاب منفی و بسامدهای مکرّر و بازگو مؤثّر دانست؛ همچنین، برخی در فشردهسازی سرعتِ زمان روایی تأثیرگذار هستند، مانند شتاب مثبت، بسامد مفرد و نظم و تداوم در سیر طبیعیِ زمانروایی یک داستان. پژوهش حاضر با هدف توسعهای و پیشبردی در تلاش است تا با روش تحلیلی - محتوایی داستان نداء المجهول، اثر محمود تیمور را مورد گفتار روایی کند. رهیافت اوّلیه چنین مینماید؛ محمود تیمور سعی در ارائۀ داستان منسجمی داشته و از نقش خواننده نیز جا نمانده است تا در مطالعۀ داستان به تأخیر و ابهام دچار نشود؛ بنابراین، محمود تیمور نظم سیر روایی را در این راستا رعایت کرده تا داستانی دور از ابهام ارائه دهد.