بررسی گفتمانة جسارت از ورای حضور «دیگری» در رمان آن مادران، این دختران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فرانسه، دانشکدة زبانهای خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیّات فرانسه، دانشکدة زبانهای خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22126/rp.2020.4965.1207چکیده
در دهة اخیر با گفتمانههای زنانة متعدّدی روبهرو هستیم و هر زن نویسنده در اثر خود ویژگی جدید و قابل تأمّلی را مطرح میکند. یکی از موارد بارز آن، بهتصویرکشیدن زنی خانهدار است که از روزمرّگیهای پوچ زندگی زناشویی بهتنگ آمده است و قصد دارد ازنو متولّد شود. حضور یک «دیگری» در زندگی زن سنّتی، برای او الگوی تمامعیاری میشود تا بهکمک آن از خودِ کلیشهای برون آید و به رشد و تعالی برسد، در عین حال که احساسات مادرانهاش و حسّ دوست داشتهشدن ازسوی یک مرد در نهاد وی همچنان زنده است و درجهت برجستهترساختن آن از زبانی زنانه بهره میگیرد. این ساختار را میتوان در آخرین رمان بلقیس سلیمانی مشاهده کرد. آنا آیینة تمامنمایی برای ثریا میشود و او را به خودآگاهی میرساند و بدینترتیب ثریا در گذار از سنّت به تجدّد قرار میگیرد و افکار متفاوتی از خود بروز میدهد. ساختار نظری ایریگاری و سیکسو، مبنی بر «خود در آیینة دیگری» راهبردی است که به ما نشان میدهد این اثر درزمرة آثار پسافمینیست قرار دارد و مسائل جدیدی را مطرح میکند که پیش از آن، نویسندة زن ایرانی کمتر بدان پرداخته است؛ از همین روی، میتوان آن را، متنی «گفتمانهای» معرّفی کرد.