مطالعۀ تحلیلی و تطبیقی نقشمایۀ مرغ درنقاشیهای گلومرغ لطفعلی شیرازی
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ هنر، دانشگاهالزهرا (س) ، شهر تهران، استان تهران
doi
10.22070/negareh.2016.415چکیده
نقاشی گلومرغ در دورۀ قاجار یکی از جنبههای درخشان هنر این دوران است که بازشناسی آن کمک شایانی به شناخت قابلیتهای این هنر و تحولات آن تا دورۀ قاجار میکند. مطالعۀ این آثار نشان میدهد که این هنر در امتداد نقاشی گلومرغ در دورههای قبل یعنی صفویه و زندیه قرار دارد. عناصر تصویری این هنر با هویت و فرهنگ ایرانی خود را هماهنگ میسازد. این نوع از نقاشی ارتباط معنایی بسیار نزدیکی با ادبیات منظوم ایرانی داشته و دارای نشانههای مشترکی مانند گل و مرغ است. نوشتار حاضر به مطالعۀ نقشمایۀ مرغ در نقاشیهای لطفعلی شیرازی در دورۀ قاجار میپردازد. در آثار او این نقش وارد مرحلۀ جدیدی میشود و همچنین در کیفیت پرداز و غنای رنگی با مهارت عمل میکند. این پژوهش به این پرسشها پاسخ میدهد: مرغ در نقاشی گلومرغ دارای چه پیوندی با ادبیات است؟ در آثار شیرازی مرغ از لحاظ تجسمی در تصویر دارای چه جایگاهی است و چگونه تصویر شده است؟ چه شباهت و تفاوتهایی با دورههای صفویه و زندیه دارد؟ تحلیل نقاشیهای لطفعلی شیرازی نشان میدهد که مرغ در آثار او جنبۀ نمادین داشته و دارای ارتباطی مفهومی با ادبیات و دیگر عناصر تصویری در نقاشی بهویژه گل است. آثار او با الهام از هنر گلومرغ در دورۀ صفویه و زندیه دارای کیفیت بالاتری از لحاظ اجرا و تنوع در نشان دادن مرغ به صورت بیدار، خوابیده و در حال شکار پروانه اجرا میکند. او از جنبههای عرفانی و ادبی در نقاشیهای خود بهره میگیرد وآنها را در نقاشی به صورتی عارفانه تجسم میکند. روش این تحقیق از نوع تحلیلی بوده و روش جمعآوری اطلاعات از نوع اسنادی است.