بررسی تنوع پیکرهها و تناسبات انسانی در آثار کمالالدین بهزاد
نویسندگان
1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، شهر شیراز، استان فارس.
2 استادیار دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه شیراز، شهر شیراز، استان فارس.
doi
10.22070/negareh.2016.417چکیده
پیکرۀ انسانی یکی از عناصر مهم تصویری در نقاشی ایرانی است و شیوۀ طراحی و ترسیم و تناسبات آن متأثر از مبانی زیباییشناسی ایرانی تابع الگوهای مشخصی بوده است. از طرفی، حضور انسان در آثار نقاشی کمالالدین بهزاد از اهمیت ویژهای برخوردار است. او به بازنمایی انسان در محیط واقعی زندگی توجه کرده و بهنوعی واقعنمایی از انسان در آثار خود دست یافته است. بر همین اساس، موضوع این تحقیق بررسی تنوع پیکرهها و تناسبات پیکربندی انسان در آثار نقاشی کمالالدین بهزاد و هدف از آن شناخت الگوهای احتمالی پیکرنگاری در نقاشی مکتب هرات است. همچنین، در این راستا، سعی شده است تا به این سؤالات پاسخ داده شود: 1. تنوع موضوعی پیکرهها در آثار کمالالدین بهزاد چگونه است؟؛ 2. الگو و تناسبات انسانی در پیکرنگاری آثار کمالالدین بهزاد چگونه قابل تبیین است؟ این پژوهش بهروش توصیفی- تحلیلی انجام پذیرفته و برای سنجش تناسبات کلی و جزئی فرم پیکرهها از طول (ارتفاع) سر هر پیکره بهعنوان واحد اندازهگیری یا پیمون استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانهای است. این بررسی نشان میدهد که تنوع غالب پیکرهها در آثار نقاشی بهزاد را میتوان در سه دستۀ موضوعی «پیکرههای تغزلی»، «پیکرههای درویشی»، و «پیکرههای عامه» طبقهبندی کرد. مطابق معیار اندازهگیری مورد استفاده در این تحقیق، بهزاد در ترسیم پیکرههای تغزلی از یک الگوی مشخص و احتمالاً از پیش معین - که در فرهنگ و سنت تصویری ایرانی ریشه دارد - بهره برده است. همین الگو با تغییرات جزئی در غالب پیکرههای درویشی نیز مد نظر قرار گرفته است. با این حال، در طراحی پیکرههای عامه از فرم و تناسبات متنوعی استفاده شده است. این موضوع میتواند ملاک اصلی در تشخیص توانایی بهزاد در طراحی خلاق و آزاد نسبتهای پیکرنگاری باشد.