متن‌پژوهی ادبی داستان‌های صادق چوبک با رویکرد به کاربرد عناصر تکراری موتیف انسان و جهان

نویسندگان

1 مربی زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
10.22126/rp.2020.1456
چکیده

یکی از ابزارهایی که در نقد و تحلیل جنبه­های محتوایی و ساختاری آثار ادبی کاربرد مهم و کمابیش جدیدی دارد، بحث موتیف یا انگاره یا دانش بن­مایه است. شناخت این ابزار که از اصطلاحات رایج در هنر و ادبیّات فارسی است، به­علّت خصلت برانگیزندگی و تکرارشوندگی آن­ از مقوله­های مهمّ ادبی به­شمار می­رود. در پژوهش حاضر سعی شده­است، ازمنظر کاربرد موتیف و تبیین جایگاه و کارکردهای آن، آثار صادق چوبک از داستان­نویسان دهۀ 1320 بررسی شود؛ زیرا در مجموعه­آثار او به عناصری همچون زنجیر، ترس، دشمن­ستیزی، خسّت، سرما و یخبندان، توسری­خوردن، فقر و... بر­می­خوریم که در حلقۀ موتیف قرار­می­گیرند و تکرار می­شوند و نویسنده در ورای آن تکرار، مقاصد ذهنی خویش را به مخاطب القامی­کند و می­خواهد با آوردن آن بن­مایه، به حلّ مشکلات جامعه بپردازد؛ همچنین پس از بیان مقدّمه­ای دربارۀ نویسنده و انواع موتیف، بر­آنیم تا فرایند این عناصر معنادار را که نشان­دهندة احساس و دغدغه و جهان­بینی نویسند­گان است، در دو بُعد انسان و جهان نشان­ دهیم.