بررسی شیوۀ جریان سیال ذهن در رمان «زبیندن پیادهگرد» اثر کریستف سیمون
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
3 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة زبان و ادبیّات، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22126/rp.2020.5100.1214چکیده
جریان سیّال ذهن از جمله تکنیکهای داستاننویسی مدرن است که در آن، نویسنده با ارائۀ طرحی خام، فاقد نظم خطّی، سانسور و گزینش، متشکّل از ذهنیّات و خاطرات شخصیّت یا شخصیّتهای داستان، به نگارش روایت رمان و داستان میپردازد. به این ترتیب تکنیک جریان سیّال ذهن دارای تعریفی خاص است که نمیتوان آن را با تک گویی درونی، حدیث نفس صرف یا هر نوع روایت ذهنی که دارای نظم روایی باشد، یکی دانست؛ بنابراین بررسی آن دسته از آثار که ممکن است در حوزۀ رمان و داستانهای جریان سیّال ذهن باشند، میتواند تا حدود زیادی برای دستیابی به درک و تعریفی درست از این شیوۀ داستان نویسی مفید باشد. رمان زبیندن پیادهگرد اثر «کریستف سیمون» نویسندۀ سویسی، از جمله داستانهایی است که به سبب ذهنی بودن، عدم نظم خطّی، عدم سانسور و... دارای ویژگیهای خاصّ روایی است که میتواند یک نمونۀ عالی استفاده از تکنیک جریان سیّال ذهن در داستاننویسی محسوب شود. در این پژوهش که با روش کتابخانهای و تحلیل نمونهای است، کوشش شده که نمود و چگونگی نمود مؤلفههای تکنیک جریان سیّال ذهن در این رمان، بر اساس نمونههایی از متن داستان واکاوی شود. نتایج پژوهش حاکی از این امر است که بسیاری از ویژگیهای رمان جریان سیّال ذهن در قالب مواردی چون: عدم نظم خطّی، زمان دراماتیک، ابهام، انواع تداعیهای آزاد و مقیّد، زوایۀ دانای کلّ محدود و... به شکل روشن در این رمان نمود یافتهاست تا جایی که میتوان ادّعا کرد که این رمان در گروه رمانهای جریان سیّال ذهن قرار میگیرد.