فرهنگ لوطیگری در داستانهای صادق هدایت و صادق چوبک
نویسندگان
1 کارشناسارشد زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکده ادبیّات و زبان های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران
doi
10.22126/rp.2020.4156.1156چکیده
ادبیّات داستانی، گونهای از ادبیّات است که معمولاً در قالب رمان، داستان، داستان کوتاه و داستانک روایت میشود. در این نوع، استفاده از خلّاقیت و تخیّل، بر واقعیت برتری دارد. بخش بزرگی از ادبیّات داستانی معاصر در ایران، بر فرهنگ عامیانه بنیاد گرفته است. این نوع ادبیّات که از دورۀ مشروطه شکل گرفت، نمونۀ مناسبی برای آشنایی با شخصیتهای تیپیک و تأثیرگذار در جامعه است. یکی از مهمتریناین تیپها، لوطیها هستند که هم در داستانهایی که در این زمینهها نوشته شده است نقش پررنگی داشتند و هم در جامعه، نقش اجتماعی خاصّی داشتند و مورد احترام بیشتر مردم بودند. در این پژوهش که هدف اصلی آن نمایاندن فرهنگ لوطیگری در داستان نویسی معاصر است، به بررسی نقش لوطیها در برخی از داستانهای صادق هدایت و صادق چوبک پرداختهایم و نقش این تیپ شخصیتی را در داستانهای مورد نظر و میزان تأثیرپذیری نویسندگان از آنها را با درنظر گرفتن دورۀ زمانی و شرایط اجتماعی زمان نگارش داستان، بررسی کردهایم. نتایج نشان میدهند، نه تنها فرهنگ لوطیگری در داستان معاصر نقش پررنگی دارد؛ که نوع زندگی و ویژگیهای شخصیتیِ لوطیها در ساخت و پرداخت عنصر شخصیت در داستانهایی چون داش آکل، کفترباز و عنتری که لوطیش مرده بود، بیشترین نقش را داشته است.