طراحی الگوی نظام یاددهی-یادگیری ترکیبی در دانشگاه: تبیین ابعاد و مؤلفهها
نویسندگان
1 گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکدهی روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکدهی روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکدهی روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 گروه مدیریت و برنامهریزی آموزشی، دانشکدهی روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
5 گروه بازاریابی و استراتژی کسب و کار، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2023.9854.2908چکیده
پیشینه و اهداف: رویکرد یادگیری ترکیبی به معنای بهکارگیری محیط یادگیری چهره به چهره همراه با ظرفیتهای محیط الکترونیکی، شناخته میشود. این رویکرد، به دلیل مزایای چشمگیری که با جبران معایب دو محیط یادگیری حضوری و الکترونیکی به همراه دارد، بیش از 15 سال است توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. اما امروزه، پس از شیوع اپیدمی کووید 19 در دنیا، به یک انتخاب ضروری نه تنها برای پژوهشگران که برای مدیران و صاحبان کسب و کارها از جمله نظامهای آموزشی، مبدل گردیده است. از این رو، پژوهشگران در سراسر جهان بیش از پیش درصددند تا بهترین راههای بهرهمندی از مزایای هر دو رویکرد چهره به چهره و الکترونیکی را در قالب الگوهای یادگیری ترکیبی برای نظام آموزشی، از جمله دانشگاهها ارائه دهند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد و مؤلفههای الگوی نظام یاددهی-یادگیری ترکیبی در دانشگاه، انجام شده است.روشها: روش پژوهش کیفی نظریه، برخاسته از دادهها و از نوع نوخاسته بود. میدان پژوهش، شامل 15 نفر از مدرسان دانشگاهها بوده که از طریق نمونهگیری هدفمند و براساس ملاکهای از پیش تعیینشده، انتخاب شدند. ملاک انتخاب خبرگان، شامل «عضو انجمن یادگیری الکترونیکی و بیش از 5 سال حضور فعال در این عرصه» و «صاحب آثار برجسته علمی و سابقه تجربه عملیاتی در حوزه یادگیری الکترونیکی»، بوده است. به منظور گردآوری یافتهها از مصاحبه نیمه ساختار یافته، استفاده گردید و تا رسیدن به اشباع نظری، ادامه یافت. تحلیل یافتهها، با روش تحلیل محتوا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. میزان اعتبار یافتههای پژوهش با استفاده از چهار معیار لینکلن و گوبا شامل اعتبارپذیری، تأییدپذیری، انتقالپذیری و قابلیت اطمینان؛ و پایایی آن، توسط کدگذاری مجدد و دو کدگذار مورد بررسی قرار گرفت.یافتهها: نتیجه تحلیل یافتهها منجر به شناسایی 219 عبارت کلیدی گردید، سپس در قالب 29 مؤلفه اصلی شامل مدیریت تغییر، حمایت مدیران ارشد، برنامه راهبردی، برنامه عملیاتی، جذب، توسعه، نگهداشت، منابع فنی، منابع مالی و کالبدی، منابع اطلاعاتی و دانشی، راهبردهای تدریس و سناریونویسی، تعامل، بسته منابع درسی، ارزیابی از دانشجو، باور و نگرش مورد نیاز ذینفعان، مهارت مورد نیاز ذینفعان، دانش مورد نیاز ذینفعان، نگرشهای مشترک، ارزشهای مشترک، معانی و مفاهیم مشترک، پشتیبانی روانشناختی، پشتیبانی فرایندی و پداگوژیکی، پشتیبانی فنی، ارتباطات درون دانشگاهی، ارتباطات برون دانشگاهی، ارزیابی، نظارت، حفظ مالکیت معنوی، احترام به حریم خصوصی، دستهبندی شد و در نهایت، 11 عامل از جمله رهبری تحولآفرین، برنامهریزی، مدیریت سرمایه انسانی، تأمین منابع، مدیریت فرایند یاددهی- یادگیری، شایستگیهای مورد نیاز ذینفعان، فرهنگسازی درخصوص رویکردهای نوین، نظام پشتیبانی از ذینفعان اصلی و درونی، ارتباطات درون و برون دانشگاهی، نظام ارزیابی و تضمین کیفیت دانشگاه، و ملاحظات اخلاقی به منظور پیاده سازی رویکرد ترکیبی در دانشگاه، به دست آمد.نتیجهگیری: نتایج حاصل از این پژوهش، میتواند راهنمای عملی برای مدیران ارشد دانشگاهها و مؤسسات آموزشی عالی به منظور پیادهسازی رویکرد یادگیری ترکیبی در نهادهای مذکور، به ویژه دانشگاههای سطح یک باشد؛ تا بدینوسیله بتوانند خود را با آخرین تغییرات، به ویژه تحولات نوین در خصوص رویکردهای نظام یاددهی-یادگیری، همسو نگاه داشته، در راستای پرورش دانشجویانی با صلاحیتها و شایستگیهای مورد نیاز جامعه و بازارکار، عملکردی اثربخش داشته باشند و بتوانند تهدید استفاده از محیط الکترونیکی را به فرصتی برای ایجاد تحول در رویکردهای آموزشی و استقرار نظام یادگیری ترکیبی با استفاده از محیط برخط، تبدیل کنند.