بازتاب عبث‌گرایی در آثار غلامحسین ساعدی

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد رباط کریم، دانشگاه آزاد اسلامی، رباط کریم، ایران

doi
10.22126/rp.2020.4902.1200
چکیده

عبث­گرایی(ابسوردیته) از جمله جریان­های تأثیرگذار بر داستان­نویسی معاصر فارسی است. این جریان، با مؤلّفه­هایی چون یأس و نومیدی، احساس پوچی و بیهودگی، مرگ و بی­هویّتی، بخشی از داستان معاصر فارسی را تحت تأثیر خود قرار داده است. رگه­هایی از این نوع تفکّر، در آثار برخی داستان­نویسان معاصر مشهود است. از جملۀ این نویسندگان می­توان به صادق هدایت، بهرام صادقی و صادق چوبک اشاره کرد که تفکّرات عبث­گرایانه در بخش عمده­ای از آثار آنان بازتاب یافته است. غلامحسین ساعدی نیز یکی از نویسندگانی است که آثار او به روشنی فضای حاکم بر جامعه و نیز داستان نویسی فارسی در دهۀ چهل را نمایان می­سازد. ارزیابی آثار او، تبیین­کنندۀ نمودهای جریان عبث‌گرایی بر فضای داستان معاصر است. پژوهش حاضر، به بررسی مؤلّفه­های عبث­گرایی در آثار ساعدی می پردازد. به این منظور، مجموعه داستان­های واهمه­های بی نام و نشان، شب نشینی باشکوه، عزاداران بیل و ترس و لرز، بررسی و تحلیل شده است. برخی از مؤلّفه­های عبث‌گرایی در آثار او حضوری پررنگ دارند و در هر مجموعه­ای، با درجات مختلف، قابل مشاهده­اند.آن­چه در تمامی این آثار به چشم می‌خورد، عبارت است از ترس و هراس مبهم، گرفتاری­ها و مشکلات روانی، ناامیدی و مرگ­اندیشی.