نقد رمان «موسم الهجرة إلی الشمال» براساس مؤلفه‌های رمان مدرن

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد زبان و ادبیّات عربی، دانشکدۀ ادبیّات، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 استادیار زبان و ادبیّات عربی، دانشکدۀ ادبیّات، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22126/rp.2020.4400.1168
چکیده

مدرنیسم را در ساده‌ترین تعریف، می‌توان دگرگونی در همۀ عرصه‌های زندگی فکری و اجتماعی انسان معاصر دانست. در دوران معاصر، رشد پرشتاب اقتصادی و صنعتی، هنجارها و ارزش­های سنّتی را در جوامع انسانی تغییر داده است. از آن­جا که ادبیّات، آینۀ تمام­نمای اجتماع است، طبیعتاً از تحوّلات اجتماعی اثر می‌پذیرد. هم­زمان با پیدایش هنر و ادبیّات مدرن در سایر کشورها، رمان­های عربی نیز تحت تأثیر این تحوّلات قرار گرفتند؛ امّا بحث و گفتگوی نقّادانه و اصولی در این زمینه اندک است. با پیدایش ادبیّات مدرن، معیارهای حاکم بر آثار ادبی دست­خوش تغییر شده است. یکی از گونه­های ادبی که تأثیرات شدیدی از جریان مدرنیسم پذیرفته، رمان است. رمان موسم الهجرة إلی الشّمال،اثر طیّب صالح، داستان­پرداز سودانی است که در آن نویسنده سعی کرده است با تأثیرپذیری از مؤلّفه­های مدرنیسم، اثری پسااستعماری بیافریند. در پژوهش حاضر، با تکیه بر روش تحلیلی- توصیفی، مؤلّفه­های مدرنیسم؛ مانند شعرگونگی، زمان­پریشی، تنوّع زاویۀ دید، درآمیختگی واقعیت با خیال و ... در این اثر، بررسی و تحلیل شده است. یافته­ها بیانگر آنند که مؤلّفه­های شعرگونگی و زمان­پریشی، از برجسته­ترین شاخصه­­های مدرنیسم در این رمانند و نمود بیشتری نسبت به دیگر مؤلّفه‌ها دارند. البتّه این امر، ناشی از درون­مایه و بافت خاصّ موضوع رمان است.