شناخت تصویرسازی کتاب بر اساس رابطه میان متن و تصویر
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده هنر دانشگاه شاهد، شهر تهران، استان تهران
2 استادیار و عضو هیئت علمی دانشکده هنر دانشگاه شاهد، شهر تهران، استان تهران
doi
10.22070/negareh.2016.346چکیده
انگیزههای ایجاد تصویر در کتابهای داستانی نیازمند تعریف "خیال" در متن و تصویر است. در اینجا خیال بهمعنی تصویر است. پس شناخت رابطه میان "تصویر ادبی" و "تصویر تجسمی" بر اساس "معنا" مسئلۀ اصلی این تحقیق است که بهروش توصیفی- تحلیلی و بهشیوۀ جمعآوری اطلاعات بهصورت کتابخانهای انجام شده است. در این مقاله با مروری بر نظریههای مختلف در رابطه میان متن و تصویر، در ابتدا سعی کردیم نظریات "طبقهبندی"، "قیاسی"، "هماهنگی و انحراف"، "مخاطبمحور"و"تعامل" را توضیح دهیم و سپس بر اساس دو سؤال تحقیق (1- نقش معنا در تصویرسازی کتابهای داستانی چگونه است؟ و2- تصویر گر عناصری (مواردی) را به متن داستانی کتاب میتواند اضافه کند؟) به نقش "معنا" در رابطه میان متن و تصویر پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که قابلیتهای بیانی تصویر به نوع ارتباط خاص میان عوامل محسوس و نامحسوس بستگی دارد، چرا که صورت به معنای تصویر حجاب معنا است پس تصویرگر بر آن است که صورت معمول واقعیت را بشکافد و با رفتن بهطرف شکلهای تمثیلی و فرمهای تجریدی بر اساس متنْ معنای پنهان در داستان را آشکار سازد. در این رابطه نوع وابستگی تصویرسازی به لحن تصویری حاکم بر متن میتواند بیانکنندۀ قابلیت بیانی تصویر در نشان دادن معنا باشد و از طرف دیگر پرکردن فضاهای خالی متن از تصویرْ راه دیگری است که تصویرساز در کتابهای داستانی در پیش میگیرد.