بینش اسطورهای در آثار داستانی بلقیس سلیمانی
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، ، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران
doi
10.22126/rp.2019.2008.1074چکیده
یکی از مهمترین مسائل ادبی چند دهة اخیر ایران، چاپ رمانها و داستانهای زنان است. این آثار گاهی با رویکردی فمینیستی و کاربرد پررنگ اسطورههای مؤنّث، اوضاع جدیدی را نشان میدهد. بلقیس سلیمانی ازجمله زنان داستاننویس است که در داستانهای خود از اسطوره بهره فراوانی بردهاست. پژوهش حاضر با روش توصیفی– تحلیلی و مرور بر همة آثار بلقیس سلیمانی در پی تحلیل چگونگی و دلایل بازسازی و بازآفرینی مضامین و روایت های اسطورهای در آثار این نویسندة زن معاصر است. پس از تأمّل در داستانهای سلیمانی، این نتیجه حاصل شد که او از اسطورهها و کهنالگوها به شیوههای گوناگون و البتّه با هدف اجتماعی بهره میبرد. وی در نشان دادن بیسامانی شخصیتهای داستانی که نسخهای از افراد جامعهاش هستند و نیز برای مبارزه با فرهنگ زنستیز جامعة مردسالار، احساس مسئولیت میکند و اسطورهپردازی را چون ابزاری برای دفاع از هویّت زنان و بیان اهداف و خواستههای خویش برمیگزیند که بسامد اسطورههایی چون گیاه پیکری زنانه، باروری و آنیما و آنیموس در آنها بسیار است.