سیمای زن در چراغها را من خاموش میکنم و عادت میکنیم با تکیه بر رویکرد اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
doi
10.22126/rp.2019.1769.1062چکیده
مسائل اجتماعی از دیرباز بهعنوان یکی از مهمترین دغدغههای هر انسان متعهّد به جامعة خود، مورد توجّه شاعران و نویسندگان بوده است. نویسندگان زن نیز توجّه ویژهای به اوضاع اجتماعی پیرامون خود و بهویژه مسائل زنان داشتهاند. آنها در آثار خود اغلب به زندگی و مسائل زنان میپردازند و نگرش خود نسبت به زن و جایگاه او در جامعه را بیانمیکنند. زویا پیرزاد بهعنوان نویسندهای رئالیست، تمام تلاش خود را صرف شرح جزئیات زندگی زنان و بازنمایی مسائل فرهنگی و اجتماعی جامعه کردهاست. یافتههای این پژوهش نشانمیدهند که مسائل اجتماعی چون فقر و تابوشکنی به خوبی در این دو اثر بازتاب یافتهاست. دیگر اینکه گروهی از زنان در خانواده و جامعه از جایگاه نسبتا خوبی برخوردارند و درمقابل گروهی دچار تحقیر و بی عدالتی شدهاند. همچنین میزان گرایش زنان به انحرافات اجتماعی، بیشتر از مردان است.